خواهد براى آن كه اداى طاعات و تمسّك به دين حق ادا كند به ره ( 1 ) بهشت و ثواب .
* ( وَتَرَكْنا عَلَيْهِما فِي الآخِرِينَ ) * [ 79 - پ ] ، و نام نيكو و ثناى ( 2 ) پاكيزه بر ايشان رها كرديم در باز پسينان ، تا آثار و قصّهء ايشان مىخوانند و به آن اقتدا مىكنند ( 3 ) و بر ايشان ثنا مىگويند .
آنگه گفت : سلام بر موسى و هارون ( 4 ) باد و ما جزاى ( 5 ) نيكوكاران چنين كنيم ، و ايشان هر دو ( 6 ) از جملهء بندگان مؤمن بودند ما را .
قوله : * ( وَإِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * ، آنگه در قصّهء الياس گرفت ، گفت : الياس از جملهء پيغامبران است . عبد اللَّه مسعود و عكرمه گفتند : الياس ادريس است و اسرايل يعقوب . و در مصحف عبد اللَّه مسعود چنين است : و انّ ادريس لمن المرسلين .
و باقى مفسّران بر خلاف اينند ( 7 ) . گفتند : الياس پيغامبرى بود از بنى اسرايل . عبد اللَّه عبّاس گفت : او پسر عمّ اليسع بود . و گفتند : هو الياس بن ياسين بن العيزار ( 8 ) بن هارون بن عمران . محمّد بن اسحق گفت : هو الياس بن بستى ( 9 ) بن فنحاص بن العيزار - ابن هارون بن عمران . اهل سير گفتند ، محمّد بن اسحق بن يسار و جز او كه : چون حزقيل از دنيا برفت بنى اسرايل پس از او احداث كردند و عهدهاى خداى بشكافتند و توريت باز پس پشت انداختند و اوامر خداى فراموش كردند و روى به بت پرستيدن ( 10 ) نهادند و خداى تعالى پيغامبران را فرستاد از بنى اسرايل به تجديد توريت فرستادى نه به شرعى نو .
و در اين عهد پادشاهى بود نام او اجب ( 11 ) ، بت پرست بود و بتى داشت نام او بعل ، بالاى او بيست گز و او را چهار روى بود و مجوّف بود . اوقاتى شيطان بيامدى و در ميان آن ( 12 ) شدى و چيزى گفتى كه ايشان را تحريص كردى بر عبادت اصنام .
هامش
( 1 ) - لب : بر او .
( 2 ) - آب ، افزوده : جميل .
( 3 ) - آج ، لب : و اقتدا مىكنند .
( 4 ) - اساس ، آب ، دا : هرون .
( 5 ) - آج ، لب : ماجراى .
( 6 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : هم موسى و هم هارون .
( 7 ) - اساس و آب : اين انند .
( 8 ) - لب : عنيدار .
( 9 ) - دا : يس .
( 10 ) - لب : بت پرستان .
( 11 ) - آج ، لب : آجب .
( 12 ) - دا : در شكم او .