تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
نگفت : انّى ذبحتك ( 1 ) . گفت : من تو را مىكشتمى ، نگفت ( 2 ) من تو را ( 3 ) كشته بودم . دليل ديگر بر صحّت اين قول : * ( قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا ) * . او را ( 4 ) پيش از آن فرموده بودى نگفتى : خواب راست كردى . اين جمله دليل است بر آن كه او را مقدّمات ذبح فرمودند نه ذبح . پس چون چنين باشد اين خود نسخ نباشد ، بل ابراهيم - عليه السّلام - آن چه فرمودند او را ( 5 ) به جاى آورد و كار بست . و اين امر ( 6 ) منسوخ نكردند ، دگر آن كه معلوم شده است به ادلَّهء ( 7 ) روشن كه نسخ الشّىء قبل وقت فعله ، بدا باشد و بدابر خداى تعالى روا نباشد ( 8 ) ، بدا بر آن كس روا بود ( 9 ) كه عالم باشد به علم محدث و عالم نباشد به عواقب امور چيزى بفرمايد كه نداند كه مآل آن به چه ادا خواهد كردن ، چون بداند و بيدار ( 10 ) شود او از آن ( 11 ) پشيمان شود . و خداى - عزّ و جل - ( 12 ) از اين متعالى است . ديگر آن كه اگر تسليم كنند كه او را ذبح فرمودند آنگه نسخ كردند او را ، اين ( 13 ) نسخ الشّىء قبل فعله باشد لا قبل وقت ( 14 ) فعله . چه ذبح را در قرآن و سنّت و اجماع وقتى معيّن ننهاد كه اشاره توان كردن به او ، تا چون به آن وقت نرسيده باشد گويند : اين نسخ است قبل وقت فعله . و اين مسايل در كتب اصول الفقه مشروح آمده است ، و اين جا اين قدر كفايت است . و امّا آن چه بعضى از آن امتناع كردند كه در اخبار آمد كه صحيفهء ( 15 ) مس ( 16 ) پيدا شد بر گردن او و يا كارد بر گرديد و كار نكرد ( 17 ) از آن امتناعى نيست . براى آن كه آنان ( 18 ) كه از اين امتناع كردند ، براى آن كردند كه مخالفان به اين قصّه و اخبار تمسّك
هامش
( 1 ) - اساس : اذبحك ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد . ( 2 ) - لب : بگفت . ( 3 ) - آج ، لب : مر تو را . ( 4 ) - دا ، آج ، لب : و اگر او را . ( 5 ) - آج ، لب : آن را . ( 6 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : از او . ( 7 ) - لب : با ادله . ( 8 ) - دا ، آج ، لب : نبود . ( 9 ) - لب : باشد . ( 10 ) - دا ، آج ، لب : پيدا . ( 11 ) - دا ، آج ، لب : او را . ( 12 ) - آج ، لب : تعالى . ( 13 ) - دا : از او و اين ، آج ، لب : از او اين . ( 14 ) - دا : لا وقت قبل . ( 15 ) - دا : صفيحه . ( 16 ) - آج : مسين ، لب : مبين . ( 17 ) - آج ، لب : و يا كار نكرد . ( 18 ) - آج ، لب : از آن .