تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
كردند در آنچه خداى تعالى چيزها فرمايد كه نخواهد ( 1 ) چنان كه ابراهيم ( 2 ) را ذبح فرمود و نخواست ، چه اگر خواستى صحيفهء ( 3 ) مس پيدا نكردى و كارد بر نگردانيدى . و جواب ما از اين آن است كه بيان كرديم كه : خداى تعالى آنچه او را فرمود خواست ( 4 ) ، چه امر ، امر نشود الَّا به ارادت آمر مأمور به را ، چنان كه مشروح است در كتب كلام و اصول الفقه و آنچه او را فرمود جز مقدّمات ذبح نبود چنان كه بيان كرديم . پس اين سؤال لازم نيايد و از آن اخبار ( 5 ) امتناع نيست - و اللَّه ولىّ التّوفيق . قوله : * ( وَتَرَكْنا عَلَيْه فِي الآخِرِينَ ) * ، يعنى ، او را نام نيكو و ثناء جميل رها كرديم در باز پسينان تا به دامن قيامت اين قصه مىخوانند [ 79 - ر ] و بر ايشان ثنا مىكنند و صلات مىفرستند . * ( سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ . كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ) * ، گفت : سلام بر ابراهيم ( 6 ) باد ! ما چنين پاداشت دهيم نيكوكاران را . * ( إِنَّه مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ) * ، كه ابراهيم ( 7 ) از جملهء بندگان مومن بود . چون از قصّهء ذبح بپرداخت ، گفت : ما بشارت داديم ابراهيم ( 8 ) را ، * ( بِإِسْحاقَ نَبِيًّا ) * ، نصب او بر حال است در آن حال كه او پيغامبرى بود از جملهء صالحان . و معنى آن كه او را به پيغامبرى [ اسحق بشارت داديم نه آن كه در حال بشارت پيغامبر ] » بود ، براى آن كه او در حال بشارت خود ( 10 ) موجود نبود . پس معنى آن است كه در يك حال او را به دو چيز بشارت داديم : هم به وجود پسر ، و هم به آن كه آن پسر پيغامبر باشد پس از او ، و از جملهء صالحان باشد . * ( وَبارَكْنا عَلَيْه وَعَلى إِسْحاقَ ) * ، و بركت كرديم بر او ، يعنى بر ابراهيم ( 11 ) و نيز بر اسحق ، و بيان كرده‌ايم كه بركت ، ثبات خير و منفعت باشد ، من بروك البعير . * ( وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِما مُحْسِنٌ وَظالِمٌ لِنَفْسِه مُبِينٌ ) * ، و از فرزندان او ( 12 ) دو نوع مردم بودند : يكى نكو كار و يكى ظالم نفس ( 13 ) خود . و آن آن است كه فرزندان ايشان دو نوع مردم ( 14 )
هامش
( 1 ) - لب : بخواهد . ( 11 - 8 - 7 - 6 - 2 ) - اساس ، اب ، دا ، اج : ابرهيم . ( 3 ) - دا : صفيحه . ( 4 ) - دا ، آج ، لب : آن خواست . ( 5 ) - دا : از اخبار . ( 9 ) - اساس و آب ، افتادگى دارد ، از دا ، افزوده شد . ( 10 ) - آج ، لب : ندارد . ( 12 ) - دا ، آج ، لب : ايشان . ( 14 - 13 ) - دا : ندارد .