و دليل ( 1 ) بر آن كه چنين است ( 2 ) ، قوله تعالى : * ( أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ ) * ، مىپرستى آنچه مىتراشى ؟ و معلوم است كه ايشان نحت نمىپرستيدند . و انّما منحوت و چوب تراشيده مىپرستيدند . و تقدير در اين كلمه آن است كه : أ تعبدون ما تنحتونه ( 3 ) . و مثله قوله : [ 74 - پ ] . . . فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ ( 4 ) . و معلوم است كه عصا افك ايشان ، كه عمل ايشان بود ، از عرض فرو نمىبرد . و انّما چوب و رسن كه محلّ افك بود فرو - مىبرد . و كذلك قوله : . . . تَلْقَفْ ما صَنَعُوا ( 5 ) . . . ، اى ، ما صنعوا فيه . همچنين آيت :
* ( أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ وَاللَّه خَلَقَكُمْ وَما تَعْمَلُونَ ) * فيه .
دليل ديگر بر آن كه تأويل اين وجه است كه گفتيم آن است كه مورد آيه ملامت و تقريع است ، فى قوله : * ( أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ ) * ، خدايانى مىپرستى كه شما به دست خود مىتراشى ؟ و خدا شما را آفريده است و آنچه شما مىتراشى از چوب ، مراد آن است . چه اگر مراد آن بودى كه ايشان گفتند ، آيت عذر ايشان بودى نه عذل ( 6 ) ايشان و مناقضه بودى كه اوّل آيت ملامت بودى و آخر آيت عذر . دگر آن كه قصّهء آيت و اخبار مقتضى اين تأويل است كه ايشان بت تراش بودند ( 7 ) و بتگر و در اين هيچ خلاف نيست ( 8 ) . آنگه گفت : شما را و آنچه شما مىپرستى از بتان و اصنام ، خداى آفريده است .
وجه ديگر آن كه ممكن است كه خلق را حمل كنند بر تقدير : * ( وَاللَّه خَلَقَكُمْ ) * ، اى قدّركم و قدّر عملكم ، خداى تعالى شما را بيافريد و اعمال شما مقدّر بكرد ، خلق تقدير لا خلق ايجاد كما قال الشّاعر ( 9 ) :
و لانت تفري ما خلقت و بع -
- ض القوم يخلق [ ثمّ ] ( 10 ) لا يفري ( 11 )
و « ما » فى قوله : ما تنحتون ، رواست كه موصوله باشد ، و روا بود كه نكرهء موصوفه
هامش
( 1 ) - آج ، لب : دليل ديگر .
( 2 ) - آج ، لب : تأويل بر اين وجه است .
( 3 ) - دا : تنحتون به .
( 4 ) - سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 117 و شعرا ( 26 ) آيهء 45 .
( 5 ) - سورهء طه ( 20 ) آيهء 69 .
( 6 ) - دا : عزل .
( 7 ) - لب : بت تراشيده بودند .
( 8 ) - لب : در اين خلاف نيست .
( 9 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : شعر .
( 10 ) - اساس و آب : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 11 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : و قال آخر شعر :و لا يبطَّ بايدى الخالقين و لا
ايدى الخوالق الَّا جيّد الادم