و گناهكاران .
* ( إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِله إِلَّا اللَّه يَسْتَكْبِرُونَ ) * ، چه ايشان چنان بودند كه چون پيش ايشان كلمهء توحيد گفتندى ، ايشان استكبار كردندى و تعظيم نمودندى . و گفتهاند ( 1 ) اضمارى ( 2 ) از قول و التقدير : اذا قيل لهم قولوا لا إله الَّا اللَّه يستكبرون ، بدلالة ( 3 ) قوله : * ( إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ ) * ، ما خدايان خود را رها خواهيم كردن ( 4 ) براى شاعرى ديوانه ؟ به اين رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - خواستند ، و اين قولى است كه ايشان گفتند كه دليل غايت جهل ايشان ( 5 ) كرد براى آن كه شاعر را بيرون از علوم عقل ، علومى ديگر باشد از علم ذوق و ( 6 ) علم شعر ، آنگه جمع چون توان كردن ميان شاعرى و ديوانگى ؟ و اين سخن ( 7 ) متناقض باشد بمثابت آن كه كسى ( 8 ) گويد :
فلان ديوانه است و به غايت ذكا و زيركى است و علوم بسيار داند .
آنگه حق تعالى جواب داد ايشان را ، گفت : * ( بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ ) * ، بل محمّد - عليه السّلام - حق آورد و اين قرآن است و دين مسلمانى . * ( وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ) * ، و پيغامبران مقدّم را تصديق كرد .
* ( إِنَّكُمْ لَذائِقُوا الْعَذابِ الأَلِيمِ ) * ، آنگه گويد ايشان را كه : شما كه كافرانى لا محال عذابى سخت بخواهى چشيدن به استحقاق نه به ظلم ، براى [ آن كه ] ( 9 ) شما را جزا و پاداشت نخواهند ( 10 ) دادن الَّا آنچه كرده باشى .
و قوله : * ( إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ ) * ، استثناى است منقطع ، براى آن كه بندگان مخلص از جملهء كافران دوزخى نباشند ( 11 ) . اخراج كرد ايشان را از اين حكم ، گفت :
ايشان عذاب بچشند ( 12 ) بل به ثواب رسند و آن ثواب ايشان چه بود ( 13 ) ! * ( أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ ) * ، ايشان را روزيى باشد معلوم ، شناخته .
هامش
( 1 ) - دا ، افزوده : اين جا .
( 2 ) - دا ، افزوده : است .
( 3 ) - لب ، افزوده : فى .
( 4 ) - آج ، لب : ترك كنيم .
( 5 ) - لب ، افزوده : آن .
( 6 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : و علم طبع .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : سخن .
( 8 ) - آج ، لب : آن كس كه .
( 9 ) - اساس و آب : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 10 ) - آج ، لب : بخواهند .
( 11 ) - لب : باشند .
( 12 ) - دا ، آج ، لب : نچشند .
( 13 ) - آج ، لب : چه باشد .