ايشان باشند در دين و اعتقاد . مقاتل گفت : يعنى قرينان ايشان از ديوان ، آنگه هر كافرى را بيارند و با ديوى به سلسله ببندند . قتاده و كلبى گفتند : هر كه مانند عمل ايشان كند . ( 1 ) شارب خمر با شارب خمر بود ، و زانى با زانى ، و لايط با لايط . حسن بصرى گفت : مراد به ازواج زنان مشركاناند . * ( وَما كانُوا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، و آنچه ايشان بدون خداى پرستيدندى از اصنام و اوثان . * ( فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ ) * ، و ره نمايى اينان را به ره دوزخ . ابن كيسان گفت : قدّموهم ، پيش داريد ( 2 ) ايشان را . و « سايق » را هادى خوانند و از اين جا « مقدّمة العنق » را هادى خوانند . قال امرؤ القيس : ( 3 )
كانّ دماء الهاديات بنحره ( 4 )
عصارة حنّاء بشيب مرجّل
يعنى مقدّمات ( 5 ) الوحش .
* ( وَقِفُوهُمْ ) * ، بداريد ( 6 ) ايشان را ، « وقف » هم لازم است و هم متعدى . يقال : وقفت الرّجل و وقف هو ، جز كه مصدر لازم « وقوف » باشد و مصدر متعدّى « وقف » و منه وقف المساكين . و مثله : الرّجوع و الرّجع و لغت بعضى عرب هست كه : اوقفته . كسائى گفت : شنيدم از بعضى عرب [ 67 - پ ] كه مىگفت : ما اوقفك هاهنا ، و انشد ( 7 ) :
ترى النّاس ما سرنا يسيرون خلفنا
و ان نحن اومأنا الى النّاس اوقفوا
* ( إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ ) * ، كه اينان را بخواهند پرسيدن از آنچه كردهاند و گفتهاند ، و حساب خواهند كردن اينان را . و رسول - عليه السّلام - گفت : فردا ( 8 ) قيامت رها نكنند هيچ كس را كه قدم از قدم بردارد تا او را از پنج ( 9 ) بنپرسند ( 10 ) :
عن شبابه فيما ابلاه ، و عن عمره فيما افناه ، و عن ماله من اين اكتسبه و اين وضعه ، و ماذا عمل فيما علم . و فى خبر آخر : و عن ولايتنا اهل البيت .
آنگه بر طريق تهكّم و سخريّت گفت : گويند اين كافران را روز قيامت
هامش
( 1 ) - دا : كنند .
( 2 ) - دا : دارند .
( 3 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : شعر .
( 4 ) - دا : بنحرها ، آج ، لب : بنحوه .
( 5 ) - دا : متقدّمات .
( 6 ) - اساس : بدارند ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 7 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : شعر .
( 8 ) - آج ، لب : فرداى .
( 9 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : چيز .
( 10 ) - آج ، لب : نپرسند .