اهل مدينه و كسائى و يعقوب « انّا » خواندند : به يك همزه بر خبر و باقى قرّاء : به دو همزه بر طريق استفهام ، ما را زنده خواهند كردن ؟ [ و قراءت آنان كه بر خبر خواندند ، بر دو وجه بود : يكى آن كه به طرح همزه استفهام باشد و معنى همان كه بر قراءت ديگران هست . و امّا خبرى باشد نه از اعتقاد ، بل بر سبيل تهكّم و سخريّت ] ( 1 ) .
* ( أَ وَآباؤُنَا الأَوَّلُونَ ) * ، ابن عامر خواند : « او » به سكون « واو » ، و باقى قرّا به واوى متحرّك ، چنان كه الف استفهام باشد و « واو » عطف ، و نيز پدران پيشينهء ما ؟
* ( قُلْ نَعَمْ ) * ، بگو اى محمّد : آرى ، * ( وَأَنْتُمْ داخِرُونَ ) * ، « واو » حال است و شما صاغر و داخر و ذليل باشى و راغم .
* ( فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ ) * ، آن يك بانگ زدن ( 2 ) باشد مراد به زجرة صيحة دوم ( 3 ) است كه نفخ صور باشد نفخ ( 4 ) احيا كه خداى تعالى عند آن خلقان را زنده كند ، * ( فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ ) * ، كه تو بينى ايشان مىنگرند ، يعنى زنده شده باشند و از گورها برخاسته .
* ( وَقالُوا يا وَيْلَنا ) * ، و گويند : واى بر ما ! * ( هذا يَوْمُ الدِّينِ ) * ، اين روز جزاست و روز حساب است ( 5 ) .
* ( هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِه تُكَذِّبُونَ ) * ، اين آن روز فصل قضاست و گذارد ( 6 ) كارها كه شما آن را دروغ مىداشتى . و گفتند : آن روز است كه فرق كنند و جدا كنند ميان اهل بهشت و دوزخ ( 7 ) ، اينان را به ثواب و كرامت برسانند و ايشان را به عقوبت و اهانت .
* ( احْشُرُوا الَّذِينَ [ ظَلَمُوا ) * ، در كلام محذوفى هست و آن آن است كه : ثمّ يقال للملائكة : احشروا الَّذين ] ( 8 ) آنگه گويند فريشتگان را : حشر كنى و جمع كنى اين كافران را و معبودان و قرناى ايشان را . از رسول - عليه السّلام - روايت كردن ( 9 ) در تفسير « ازواج » گفت : « قرناءهم » ( 10 ) ، يعنى امثال و اشكال ايشان ، و آنان كه چون
هامش
( 1 ) - اساس و ديگر نسخهها : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 2 ) - دا : باز زدن .
( 3 ) - آج ، لب : دوّم .
( 4 ) - اساس : نفى ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 5 ) - آب : چارست .
( 6 ) - دا : گزاردن ، آج ، لب : گذار .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : اهل دوزخ .
( 8 ) - اساس و آب ، افتادگى دارد ، از دا ، افزوده شد .
( 9 ) - كذا در اساس و آب ، دا ، آج ، لب : كردند .
( 10 ) - دا : ضرباءهم .