به همه چيزها از همه وجوه .
جنيد را پرسيدند از اين قراءت ، گفت : تعجّب بر خداى روا نيست ، الَّا آن است كه موافقت نمود با رسول - عليه السّلام - گفت : تو متعبى ( 1 ) و من نيز ، از آن جا كه جاى تعجّب است از فعل اينان . و مثله قوله : وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ ( 2 ) . . . و تأويل اين اخبار كه رسول - عليه السّلام - بر اين لفظ گفت ، هم اين باشد كه گفتيم من
قوله - عليه السّلام : ( يعجب ربك من الشاب ليست له صبوة ) .
و
قوله : عجب ربّكم من الَّكم ( 3 ) و قنوطكم .
و باقى قرّا خواندند : بل عجبت ( 4 ) ، بل تو به عجب آمدى اى محمّد ! * ( وَيَسْخَرُونَ ) * ، و ايشان فسوس مىدارند از تعجّب تو . و گفتند معنى تعجّب تغيّر نفس باشد از آنچه پوشيده بود بر او كه بر خلاف عادت باشد . و بعضى دگر گفتند :
تأويل « بل عجبت » بر قراءت كوفيان جز است ، يعنى جزا دهد متعجّبان را ، چنان كه : ( 5 ) . . . سَخِرَ اللَّه مِنْهُمْ ( 6 ) . و : اللَّه يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ . . . ( 7 ) و تأويل اوّل اوليتر است و لا يقتر .
* ( وَإِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ ) * ، و چون ايشان را ياد دهند ، ياد نكنند و چون پند دهند متّعظ نشوند .
* ( وَإِذا رَأَوْا آيَةً ) * ، چون دلالتى و معجزهاى ببينند ، * ( يَسْتَسْخِرُونَ ) * ، فسوس دارند و سخريّه ( 8 ) . گفتند : سخر و استسخر يكى باشد ، و گفتند : يك ديگر را استدعا كنند به سخريّت ، و « سين » طلب راست .
* ( وَقالُوا إِنْ هذا ) * ، و گويند : اين معجز و اين قرآن نيست الَّا جادوى ظاهر . و نيز مىگويند : * ( أَ إِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً وَعِظاماً ) * ، ابن عامر خواند : اذا ، بى همزهء استفهام ، على الخبر و التحقيق ، و باقى قرّا به دو همزه خواندند ، يكى همزهء استفهام . و نيز گويند : ما چون مرده باشيم و خاك شده و استخان ( 9 ) گشته ، [ 67 - ر ] * ( إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ) * ،
هامش
( 1 ) - كذا در اساس و آب ، دا ، آج ، لب : متعجّبى كه راجح مىنمايد .
( 2 ) - سورهء رعد ( 13 ) آيهء 5 .
( 3 ) - اساس : اكلم ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 4 ) - آج ، لب : عجب .
( 5 ) - دا : كه گفت .
( 6 ) - سوره توبه ( 9 ) آيهء 79 .
( 7 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 15 .
( 8 ) - آج ، لب ، افزوده : كنند .
( 9 ) - دا ، آج ، لب : استخوان .