اللَّه يعلم انّى لست اذكره
و كيف اذكره من لست انساه
و گفتند : ظالم آن است كه مشغول است از ذكر ، و مقتصد آن است كه مشغول است به ذكر ، و سابق آن است كه مشغول است به او از هر چه جز اوست . اسامة بن زيد روايت كند از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كه او گفت ، در وقتى كه او را پرسيدند از اين آيت ، گفت : اهل بهشتاند ( 1 ) ] .
عمر خطَّاب ( 2 ) گفت : رسول را - عليه السّلام - از اين پرسيدند ، گفت : سابق ما سابق است و مقتصد ما ناجى و ظالم ما مغفور له .
و اصحاب ما گفتند : آيت خاصّ است به اهل البيت و استدلال كردند به آيت در باب امامت از چند وجه :
يكى آن كه گفت : * ( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ ) * ، ما كتاب به ميراث داديم ، و ميراث امّا به نسب باشد يا به سبب . و نسب از سبب قوىتر باشد و به هر يكى از آن استحقاق ميراث بود . پس آن جا اوليتر كه حكم كنند كه هم نسب باشد و هم سبب . و امير المؤمنين على - عليه السّلام ( 3 ) - در اين معنى هم ذو طرفين بود و هم ذو شرفين ، هر دو طرف داشت لا جرم هر دو شرف يافت . از نسب پيوندش به پدر و از سبب پيوند با دختر . چون كتاب در اصل به رسول دادند پس از او به ميراث جز به مستحقّان نرسد .
اگر كسى دعوى مىكند ، گوى اوّل ( 4 ) : صحّح ( 5 ) النسب اوّلا ، ثمّ اطلب الميراث ( 6 ) .
عجب آن كه تو ايشان را خواستى تا از ميراثى كه در شرع و عرف هست و ايشان راست استدلال به حديثى كه :
نحن معاشر الأنبياء لا نورّث ،
و اين حديث مخالف ظاهر كتاب است فى قوله : وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ . . . ( 7 ) ، و فى قوله : يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ . . . ( 8 ) ، خداى تعالى گفت : من آنچه در جهان به ميراث به كس نرسد ، به
هامش
( 1 ) - اساس و آب تا اين جا افتادگى دارد ، از دا افزوده شد .
( 2 ) - دا ، افزوده : رضى اللَّه عنه .
( 3 ) - آج ، لب : حضرت امير المومنين على - صلوات اللَّه و سلامه عليه .
( 4 ) - آج ، لب : كه اوّل او را .
( 5 ) - لب : صحيح .
( 6 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : اوّل نسب درست كن آنگه طلب ميراث كن .
( 7 ) - سورهء نمل ( 27 ) آيهء 16 .
( 8 ) - سورهء مريم ( 19 ) آيهء 6 .