تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و گفتند : ظالم طالب دنيا بود و مقتصد طالب عقبى ، و سابق طالب رضاى مولا بود . و گفتند : ظالم آن بود كه دنيا به دست آرد اگر حلال بود اگر حرام . و مقتصد آن بود كه جهد كند در طلب حلال ، و سابق آن بود كه ترك دنيا كند بكلَّى و روى به آخرت كند . ابو عثمان الحيرى ( 1 ) گفت : ظالم آن بود كه به زبان توحيد گويد و عملش موافق قولش نباشد ، و مقتصد آن بود كه به زبان توحيد گويد و به جوارح طاعت كند و عملش باخلاص بود . و گفتند : ظالم آن بود كه ظاهر از باطنش به باشد ، و مقتصد آن كه ظاهر و باطنش يكى باشد ، و سابق آن بود كه باطن از ظاهرش به بود . و گفتند : ظالم آن بود كه چون بدهندش منع كند ، اعنى بخل كند ، و مقتصد آن كه چون بدهندش بذل كند و سابق آن كه ندهندش شاكر بود . و گفتند : ظالم غافل است ، و مقتصد طالب است و سابق واجد است . و گفتند : ظالم آن بود كه به مال استغنا كند ، و مقتصد آن كه به دين استغنا كند . و سابق آن كه به خداى استغنا كند . و گفتند : ظالم آن بود كه قرآن خواند و نداند ( 2 ) ، و مقتصد آن كه قرآن خواند و داند ، و سابق آن كه خواند و داند و كار بندد آنچه داند . و گفتند : سابق آن بود كه به مسجد شود ، پيش از بانگ نماز ، و مقتصد آن كه به مسجد شود به بانگ نماز ، و ظالم آن كه به مسجد نشود تا قامت نشنود . و گفتند : ظالم آن است كه او را بخوانند و او در راه است ، و مقتصد آن كه برسيد و دستورى يافت ، و سابق آن كه بار يافت و برسيد و مقرّب شد . ابو القاسم بن حبيب گفت : ظالم آن باشد كه انتصاف كند و انصاف ندهد ، و مقتصد آن كه انصاف دهد و انتصاف كند ، و سابق آن كه انصاف دهد و انتصاف نكند . ذو النّون مصرى گفت : ظالم ذاكر باشد به زبان ، و مقتصد ذاكر است به دل ، و سابق آن كه هرگز فراموش نكند تا يادش » نبايد كردن . شعر :
هامش
( 1 ) - آج ، لب : الخيرى ، با توجه به متن چاپى ابو الفتوح و كتب رجال تصحيح شد . ( 2 ) - لب : داند . ( 3 ) - اساس : ياد من ، به قياس با نسخهء لب ، تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 112 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي