اشدّهم له خشية
، خداى را آن كس بهتر شناسد كه از او بهتر ( 1 ) ترسد . و مسروق گفت :
مرد را علم آن بس باشد كه از خداى ترسد ، و جهل آن بس باشد كه به عمل خود معجب بود . يكى بنزديك شعبى آمد و از او فتوى پرسيد ، گفت : افتنى ايّها العالم ، گفت : العالم من يخشى اللَّه ، فتوى كن ما را اى عالم . گفت : عالم آن باشد كه از خداى بترسد . * ( إِنَّ اللَّه عَزِيزٌ غَفُورٌ ) * ، خداى تعالى عزيز است در انتقام دشمنان ، و آمرزنده است زلَّت و خطاى مومنان ( 2 ) [ 41 - پ ] .
* ( إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّه ) * ، آنان كه كتاب خداى خوانند و نماز به پاى دارند و نفقه كنند از آنچه ما ايشان را روزى داده باشيم پنهان و آشكارا .
راوى خبر گويد : مردى رسول را گفت : يا رسول اللَّه ! چرا ما چنين كارهيم مرگ را ؟ گفت : قدّم مالك فإنّ قلب كلّ امرئ مع ماله ، مال از پيش بفرست كه دل هر مردى بنزديك مالش باشد و مرد خواهد تا آن جا بود ( 3 ) كه مالش باشد . يرجون تجارة ، اين خبر از آن است كه اوميد دارند بازرگانيى كه باير و كاسد نشود .
* ( لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ ) * ، تا مزد ايشان تمام بدهد آنچه مستحقّ آن باشند و آنچه مستحق آن نباشند ( 4 ) بيفزايد ( 5 ) به فضل و كرمش . * ( إِنَّه غَفُورٌ شَكُورٌ ) * ، او آمرزنده است گناهان را و شكر كننده طاعات را .
آنگه گفت : * ( وَالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ ) * ، گفت : آنچه ما به تو وحى كرديم از كتاب قرآن ( 6 ) حق است و راست دارنده است آن را كه پيش او بوده است از كتابهاى پيغامبران مقدّم و خداى تعالى به بندگانش دانا و بيناست .
قوله : * ( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ ) * ، آنگه گفت : بميراث ( 7 ) داديم كتاب . ثمّ عطف است على قوله : اوحينا ، بميراث داديم كتاب به بندگانى كه ما ايشان را برگزيديم . گفتند :
براى آن به لفظ ميراث گفت كه از پيغامبر مقدّم بازمانده است و آنچه از مردهاى بازماند ، آن را ميراث خوانند .
هامش
( 1 ) - دا : به .
( 2 ) - آب ، آج ، لب : مؤمنان را .
( 3 ) - دا : باشد .
( 4 ) - اساس : نباشد ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 5 ) - آج ، لب : بيفزايند .
( 6 ) - دا : از قرآن .
( 7 ) - دا : و آنگه بميراث .