كه مرده منتفع و متّعظ نشود به آنچه نشنود ( 1 ) ، همچنين اين كافران مصر بر كفر منتفع نشوند به دعوت تو . و مثله فى المثل قول الشّاعر :
لقد اسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادى
* ( إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ ) * ، تو نيستى الَّا ترسانندهاى امّا جبر و قهر ايشان بر ايمان به تو نيست .
* ( إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً ) * ، ما فرستاديم تو را به حق بشارت دهند و ترساننده ( 2 ) . * ( وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ ) * ، « ان » به معنى « ما » ى نفى است و « من » زيادت است . المعنى ، و ما من امّة ، و هيچ امّت نيست الَّا و در ايشان پيغامبرى بودست گذشته .
آنگه به تسليه ( 3 ) رسول - عليه السّلام - گفت : * ( وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ ) * ، اگر چنان كه ( 4 ) اين كافران تو را بدروغ مىدارند ، * ( فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * ، بدروغ داشتند آنان كه پيش ايشان بودند ، پيغامبران خود را ، * ( جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ ) * ، رسولان ايشان به ايشان آمدند با حجّتها و كتابها و به كتاب روشن . و تكرار براى آن كرد زبر را ( 5 ) و كتاب را كه مختلف اللفظاند ، كقوله :
و الفى ( 6 ) قولها كذبا و مينا
* ( ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، پس بگرفتم به عذاب كافران را . آنگه گفت :
* ( فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ ) * ، چگونه بود انكار من بر كافران ، بر سبيل تعجيب ( 7 ) و انكار او به عذاب باشد و « يا » ى اضافت بيفگند ، اكتفاء بالكسرة عنها .
* ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ) * ، نمىبينى ، يعنى نمىدانى كه خداى تعالى بفرستاد از آسمان آبى ، يعنى [ 41 - ر ] آب باران ؟ * ( فَأَخْرَجْنا بِه ثَمَراتٍ ) * ، و بيرون آورديم به آن آب ميوههايى به رنگ ( 8 ) مختلف ، از انواع ميوهها ( 9 ) . و اين از باب
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : شنود .
( 2 ) - دا : بشارت دهندهاى و ترسانندهاى ، آج ، لب : بشارت دهنده و ترساننده .
( 3 ) - آج ، لب : به تسلَّى .
( 4 ) - دا : چنان است كه .
( 5 ) - دا ، آج : زبور را ، لب : زبورا .
( 6 ) - آج ، لب ، افزوده : فى .
( 7 ) - دا ، لب : تعجب .
( 8 ) - دا : هر يك .
( 9 ) - اساس : ميوها .