حكم حاكم را باشد يا سلطان را . مفسّران [ 37 - پ ] گفتند : اين كلمهء پاكيزه ، گفتن « لا إله الَّا اللَّه » است و ابو هريره روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت :
هو قول الرّجل سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الَّا اللَّه و اللَّه اكبر ،
چون بنده اين كلمات بگويد فريشتهاى بيايد و اين كلمات بر آسمان برد و به آن خداى را تحيّت كند و چون عمل صالح با آن يار نشد ( 1 ) از او قبول نكنند . مفسّران در معنى ( 2 ) خلاف كردند : بيشتر مفسّران گفتند : معنى آن است كه عمل صالح بردارد كلمهء پاك را و به موقع قبول افگند ، و معنى آن كه : قول بى عمل سود ندارد و مرفوع نشود و به موقع قبول نيفتد . اين قول نحويان بصره است كه گفتند ضمير عايد است با كلمه ، يعنى : و العمل الصّالح يرفع الكلم الطَّيب . حسن و قتاده گفتند : كلمهء پاك ذكر خداى است و عمل صالح اداى فرايض اوست هر كه او به زبان ذكر خداى كند و فريضهها مهمل گذارد كلامش رد كنند بر عملش و ليس الايمان بالتّمنّى و لا بالتحلَّى ( 3 ) و ايمان به آرزو و حيله ( 4 ) نباشد . و هر كه ( 5 ) سخن نيكو گويد و عمل صالح كند عمل او قول او را رفيع كند و ذلك قوله : * ( إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه ) * . و دليل اين تأويل قول رسول است كه گفت :
لا يقبل اللَّه قولا الَّا به عمل و لا يقبل قولا و عملا الَّا بنيّة ،
هيچ قول خداى تعالى قبول نكند بى عمل و هيچ عمل قبول نكند بى نيّت . و در خبر هست كه
طلب الجنّة بلا عمل ذنب من الذّنوب ،
طلب بهشت كردن بى عمل گناهى است از گناهها و شاعر در اين معنى گويد :
لا ترض من رجل حلاوة قوله
حتّى يصدّق ما يقول فعال
و اذا ( 6 ) وزنت مقاله بفعاله
فتوازنا ( 7 ) فاخوك ذاك جمال
ابن المقفّع ( 8 ) گفت : قول بلا عمل كثريد بلا دسم و سحاب بلا مطر و قوس بلا وتر ، قال الشاعر :
لا يكون المقال الا بفعل
انّما القول زينة فى الفعال
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : نباشد .
( 2 ) - دا ، آج ، لب : در معنى آيت .
( 3 ) - آج ، لب : بالتملَّى .
( 4 ) - دا : حليت ، آج ، لب : حليه .
( 5 ) - دا : هر كه او .
( 6 ) - دا ، آج ، لب : فاذا .
( 7 ) - دا : فتوازيا .
( 8 ) - اساس : ابن المقنّع ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .