چشم بايد داشتن و او خداى عزيز و خداى حكيم است .
* ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * ، گفت : اى مردمان ياد كنى نعمت خداى بر شما . آنگه گفت :
* ( هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّه ) * ، آفريدگارى هست جز خداى كه روزى دهد شما را از آسمان و زمين ؟ از آسمان به باران و از زمين به نبات . ابو جعفر و حمزه و كسائى خواندند :
غير اللَّه بجرّ ، على انّه صفة للَّه ، و باقى قرّا به رفع « غير » خواندند بر صفت محلّ او ، چه محلّ جار و مجرور رفع است ، و التقدير : هل خالق غير اللَّه ؟ * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، نيست خداى مگر او . * ( فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ) * ، كجا مىگردانند اينان را ؟
* ( وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ ) * ، حق تعالى در اين آيت رسول را - عليه السّلام - تسلَّى داد ، گفت : اگر چنان كه اين كافران تو را دروغ مىدارند پيش از [ 36 - پ ] تو پيغامبران ديگر را بدروغ داشتند ، و اين نه كارى است كه با تو رفت ( 1 ) . * ( وَإِلَى اللَّه تُرْجَعُ الأُمُورُ ) * ، و مرجع كارها با خداست - جلّ جلاله - و اين بر سبيل تهديد و وعيد گفت كافران را يعنى ، با جايى كه در آن كس را حكم [ نباشد ] ( 2 ) مگر خداى را - جلّ جلاله - آنگه بر سبيل تهديد گفت :
* ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * ، اى مردمان ! * ( إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ ) * ، وعدهء خداى تعالى كه داد شما را ( 3 ) از بعث و نشور و ثواب و عقاب ، حق است . * ( فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ) * ، نبايد تا حيات دنيا شما را مغرور و فريفته بكند و نيز نبايد كه شما را به خداى مغرور بكند شيطان غرّه كنندهء فريبنده ، و « فعول » بناى ( 4 ) مبالغت باشد .
آنگه گفت : شيطان دشمن است شما را ، او را دشمن گيريد و به دشمن داريد . * ( إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَه ) * ، و بدانى كه او لشكر و اتباع خود را براى آن دعوت مىكند تا اهل دوزخ باشند چه او دوزخى است و خرمن سوخته خرمن ديگران سوخته خواهد .
آنگه گفت : * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، تهديد كرد كافران را گفت : آنان كه كافر شدند ايشان را به قيامت عذابى سخت بود و آنان كه ايمان دارند ( 5 ) و عمل صالح كنند ،
هامش
( 1 ) - دا ، افزوده : تنها .
( 2 ) - اساس و آب ندارد ، از دا افزوده شد ، آج ، لب : در آن جا حكم نباشد .
( 3 ) - دا : كه شما را داد .
( 4 ) - آج ، لب : به تاى .
( 5 ) - دا : آرند .