مىرود . مقاتل گفت : كشتيها بينى كه در او مىآيد و مىشود يكى از اين راه روى - فرا كرده و دگر در برابر او ، و جمله به يك باد مىرود . * ( لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه ) * ، تا شما از فضل او يعنى از روزى او طلب كنى . * ( وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * ، تا همانا شاكر شوى نعمتهاى او را .
ابو هريره روايت كند ( 1 ) كه رسول - عليه السّلام - گفت : خداى تعالى گفت : يا درياى شام كه من ( 2 ) تو را بيافريدم و آبت بسيار كردم ( 3 ) و مرا بندگانى باشند كه در تو نشينند با تسبيح و تهليل و تحميد با ايشان چه خواهى كردن ؟ گفت : غرقه كنم ايشان را . حق تعالى گفت : لا جرم بأس ( 4 ) و شدّت تو در پيرامن تو كنم ( 5 ) و ايشان را بر پشت تو نشانم و بگذرانم . و درياى يمن را گفت : يا دريا من تو را بيافريدم و آبت زيادت بسيار كردم ( 6 ) و بندگانى را به تو آرم كه تسبيح و تهليل من كنند ، تو با ايشان چه خواهى كردن ؟ گفت : من نيز با ايشان تسبيح و تهليل و تكبير كنم . حق تعالى گفت : لا جرم تو را تفضيل دهم ( 7 ) بر درياهاى دگر ( 8 ) به حلىّ بسيار و گوشت تازه .
و مورد خبر عطف است ( 9 ) بر طريق مثل ، و تأويل آن كه : اگر دريا را زبان بودى كه مخاطب بودى و مجازى به اين عمل جزاى هر يك اين بودى ، چنان كه گفت : لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَه خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه . . . ( 10 )
* ( يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ ) * ، گفت : خداست كه شب در روز مىبرد * ( وَيُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ ) * ، و روز را در شب مىآورد . و آفتاب و ماه را مسخّر بكرد ، * ( كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُسَمًّى ) * ، هر يكى از آفتاب و ماه مىروند به وقتى مسمّى نام زد ، آفتاب فلك خود به يك سال مىبرد ( 11 ) و ماه به يك ماه . * ( ذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمْ لَه الْمُلْكُ ) * ، او خداى شماست ملك و پادشاهى او راست ، * ( وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِه ) * ، و آن بتان كه شما مىخوانى
هامش
( 1 ) - آب ، آج ، لب : كرد .
( 2 ) - آج ، لب : يا دريا من .
( 3 ) - دا : بكردم .
( 4 ) - آب : پاش ، آج ، لب : پاس ( پ با سه نقطه ) .
( 5 ) - لب : كنيم .
( 6 ) - دا : آبت بسيار بكردم ، آج ، لب : آبت بسيار كردم .
( 7 ) - آج ، لب : نهم .
( 8 ) - دا ، آج ، لب : ديگر .
( 9 ) - دا : وعظست .
( 10 ) - سورهء حشر ( 59 ) آيهء 21 .
( 11 ) - دا : مىبرد .