تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
حسرت ايشان كه چرا ايمان نياوردند كه خداى عالم است به آنچه ايشان مىكنند جزاى آن بر وفق عمل ايشان بدهد ( 1 ) . آنگه تذكير بعضى نعمت خود كرد ، گفت : * ( اللَّه الَّذِي ) * ، او آن خداست كه بادها بفرستد تا بادها ابر برنگيزد ( 2 ) و جمع كند و براند ( 3 ) از جايى به جايى و آن را به زمينى مرده راند كه بر او هيچ نباتى و گياهى نباشد ، آن زمين را زنده كند پس از آن كه مرده باشد . آنگه بر سبيل تشبيه گفت : * ( كَذلِكَ النُّشُورُ ) * ، بعث و نشور همچنين باشد ، چنان كه اين را منكر نه‌اى آن را منكر مباشى . ابو رزين گفت : رسول را - عليه السّلام - گفتم ، خداى تعالى خلقان را چگونه زنده كند ؟ گفت : به هيچ زمينى خشك قحطناك گذشته باشى كه در او هيچ نبات نباشد پس از آن بينى سبز شده ؟ گفتم : آرى ، گفت : . . . يُحْيِ اللَّه الْمَوْتى . . . ( 4 ) خداى تعالى مردگان را چنين ( 5 ) زنده كند و اين آيت اوست در خلقانش . * ( مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّه الْعِزَّةُ جَمِيعاً ) * ، گفت : هر كه او عزّت خواهد عزّت خداى تعالى راست - جلّ جلاله ( 6 ) - بجملگى . سبب ( 7 ) آن بود كه كافران به عبادت اصنام تعزّز كردند و طلب عزّت چنان كه خداى گفت : الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً . ( 8 ) و قال : وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ( 9 ) . خداى تعالى به اين آيت رد كرد بر ايشان ، گفت اگر كسى را عزّ ( 10 ) بايد تا عزيز شود به طاعت خداى بايد ( 11 ) چه عزّت همه خداى راست . * ( إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه ) * ، به او صعود كند يعنى به خداى ، و مراد آن كه به جايى بر شود كه آن جا حكم جز خداى را نباشد و آن آسمان است . چنان كه رفعت فلانا الى الحاكم و الى السّلطان ، يعنى به جايى كه
هامش
( 1 ) - دا : مىبدهد . ( 2 ) - دا ، آج ، لب : برانگيزد . ( 3 ) - آج ، لب : بر آيد . ( 4 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 73 . ( 5 ) - دا : همچنين . ( 6 ) - دا : عزّ و جلّ . ( 7 ) - د ، افزوده : نزول اين آيه . ( 8 ) - سورهء نساء ( 4 ) آيهء 139 . ( 9 ) - سورهء مريم ( 19 ) آيهء 81 . ( 10 ) - دا ، آج ، لب : عزّت . ( 11 ) - آج ، لب : عزّت به طاعت خداى يابد .