وحى مرا اعلام كند . و هو * ( عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * ، و او دانندهء غيبهاست .
* ( قُلْ جاءَ الْحَقُّ ) * ، بگو حق آمد ، و باطل هيچ نكند نه ابتدا نه اعاده ، يعنى باطل نه به اوّل خروجى كند نه به آخر . بعضى مفسّران گفتند : مراد به حق ، اسلام است .
بعضى دگر گفتند : مراد ، قرآن است . باقر ( 1 ) - عليه السّلام - [ گفت : ] ( 2 ) مراد تيغ است ، براى قتال و جهاد . حسن بصرى گفت : * ( وَما يُبْدِئُ الْباطِلُ ) * مفعول او محذوف است ، اى ، و ما يبدئ الباطل خيرا لاهله . و باطل براى اهلش هيچ خير ابدا نكند به اوّل و اعادت نكند به آخر ، يعنى باطل نه در دنيا به كار آيد نه در آخرت . و گفتند : مراد به باطل هر معبودى است كه بدون خداى آن را پرستند . قتاده گفت : مراد به باطل ابليس است ، يعنى ابليس ابدا و اعادت نتواند كردن نه اوّل ( 3 ) به او خلقى ( 4 ) هست نه آخر به او اعادتى ( 5 ) . عبد اللَّه مسعود گفت : رسول - عليه السّلام - در مكّه رفت و پيرامن كعبه سيصد و شصت بت نهاده بودند و او قضيبى به دست داشت در آن بتان مىزد و مىگفت : وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ( 6 ) .
* ( قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَما يُعِيدُ ) * ، قل ، آنگه گفت ، بگو اين كافران را كه : اگر من گمراهم بر زعم شما ، ضلال من بر من است نه بر شما و اگر مهتدىام و راه يافتهام ، * ( فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي ) * ، به آن است كه خداى به من وحى مىكند . و « ما » مصدرى است ، اى بوحى ربى . * ( إِنَّه سَمِيعٌ قَرِيبٌ ) * ، او خداى است شنوا و نزديك به بندگان به معنى علم هيچ از علم او غايب نيست .
* ( وَلَوْ تَرى ) * ، آنگه گفت : اگر بينى تو اى محمّد * ( إِذْ فَزِعُوا ) * ، كه ايشان بترسند .
* ( فَلا فَوْتَ ) * ، ايشان را فوت نباشد و از من فايت نشوند و از قبضهء قدرت من بيرون نشوند .
* ( وَأُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * ، و ايشان را بگيرند از جايى نزديك به عذاب ( 7 ) . قوله :
فلا فوت ، اى فلا نجاة لهم ، نجاتى ( 8 ) نباشد ايشان را از عذاب دنيا و مراد به مكان
هامش
( 1 ) - آج ، لب : حضرت امام محمد باقر .
( 2 ) - اساس و آب ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 3 ) - دا : به اول .
( 4 ) - دا : خلقتى .
( 5 ) - اساس : عادتى ، به قياس با نسخهء دا ، تصحيح شد .
( 6 ) - سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 81 .
( 7 ) - دا ، افزوده : و جواب « لو » محذوف است ، اى لترى امرا عظيما هايلا ، اگر آن بينى كارى عظيم بينى .
( 8 ) - دا : نجات .