قتاده گفت : اين آنگه باشد كه از گورها برخيزند . ابن معقل گفت : چون عذاب خداى بينند روز قيامت .
* ( وَأُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * ، يعنى هر كجا باشند خداى به ايشان نزديك بود به معنى قدرت .
* ( وَقالُوا آمَنَّا بِه ) * ، گويند در وقت آن كه عذاب بينند امّا ( 1 ) در دنيا يا در آخرت ، ما ايمان آورديم ايمانى كه سود ندارد ايشان را . * ( وَأَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ ) * ، اى و من اين لهم تناول التّوبة ، و از كجا باشد ايشان را كه به تو به رسند [ 33 - پ ] و دريابند آنچه تمنّا - كنند از قبول توبه و زوال عذاب ، يعنى ، توبه چگونه يابند ايشان و توبه از ايشان دور باشد چه حالت حالت الجا [ باشد ] ( 2 ) .
عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه ايشان تمنّاى رجوع با دنيا كنند و اين دور باشد از ايشان و هرگز نبود . ابو عمرو و حمزه و كسائى و خلف خواندند : تناؤش ، به مدّ و همزه ، و هو الابطاء و البعد . و يقال تناوشت الشّىء اذا اخذته من بعيد ، و النّئيش ( 3 ) :
الشّىء البطئ ( 4 ) ، و تناوش القوم فى الحرب ، اذا تدانوا ( 5 ) و تناول بعضهم بعضا . و ابو عبيده اختيار ترك همز ( 6 ) كرد براى آن كه معنى تناول است . و گفت معنى بعد صحيح نباشد ، چگونه گويد : أنّى لهم البعد من مكان بعيد ( 7 ) . و اگر تفسير بر آن كنند كه : من مكان بعيد من الأخرة ، از جايى كه از آخرت دور باشد ، آن دنيا باشد . و در دنيا قبول
هامش
( 1 ) - دا : ان ما .
( 2 ) - اساس با خطى ديگر در حاشيه افزوده است .
( 3 ) - اساس و آب « التبس » خوانده مىشود كه با توجه به دا و معنى جمله تصحيح شد .
( 4 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : و قال الشاعر :تمنّى نئيشا ان يكون اطاعنى
و قد حدثت بعد الامور امورو قال آخر ، شعر :و جئت نئيشا بعد ما فاتك الخيرو باقى قرّا همزه خواندند من النّوش . يقال : نشته و انتشته و تناوشته اذا تناولته . قال الراجز :فهى تنوش الحوض نوش من علا
نوشا به يقطع اجواز الفلا( 5 ) - دا : تأنوا
( 6 ) - آج ، لب : همزه .
( 7 ) - دا ، افزوده : و معنى بعد و تباطى و تلائم نيست ، چنان كه ابو عبيده گفت . و ابو عمرو گفت : تناؤش ، به همزه تناول باشد از جايى دور . و معنى هر دو قراءت يكى باشد .