تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
توبه باشد جز آن كه گويند او را كه در دنيا در وقت الجا هم قبول توبه نباشد . بيانش : * ( وَقَدْ كَفَرُوا بِه مِنْ قَبْلُ ) * ، « واو » حال است . گفت : انّى لهم التّناوش ، الى ( 1 ) التّوبة و تناولها من مكان بعيد ( 2 ) . * ( وَقَدْ كَفَرُوا ) * ، و ايشان كافر بودند پيش از اين به آن . * ( وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ) * ، يعنى محمّد را قذف مىكنند به ظنّهايى كه دور است از او از شعر و سحر و كهانت ، يكى مىگويد : ساحر است ، يكى مىگويد كاهن است ، يكى مىگويد ديوانه است و اين همه قذفى است كه او را مىكنند دور از حال او و نه لايق به احوال او ، اين قول مجاهد است . قتاده گفت : قذف مىكنند يعنى ، ظنّ مىاندازند و گمان مىبرند كه بعث و نشور و ثواب و عقاب نخواهد بودن و بر اين قول مراد به غيب ظنّ باشد . و قوله : كفروا به ، اى ، باللَّه . بلخى گفت : رواست كه معنى آن باشد كه ايشان اين از سر شبهتى دور و حجّتى داحض باطل كنند كه لايق و قادح نيست ، بل دور است از كار . بعضى دگر گفتند : معنى آن است كه گمان مىبرند كه ايشان را توبه سود خواهد داشتن در قيامت ، و اين دور است از عقل . * ( وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ما يَشْتَهُونَ ) * ، گفت : منع كنند ميان ايشان و آنچه آرزو و مراد ايشان است از قبول توبه و زوال عقاب و وصول به ثواب يا ردّ با دنيا . * ( كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ ) * ، چنان كه كردند با آنان كه اتّباع ايشان بودند و ايشان نيز هم اين تمنّا كردند و برسيدند . و أشياع جمع شيع باشد و او جمع شيعة باشد فهو اذا جمع الجمع . * ( إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ ) * ، ايشان در شكّى بوده‌اند به شك افگنده ( 3 ) و [ 34 - ر ] اراب الرّجل اذا اتى بريبة و الرّيب اقبح الشّكّ و الرّيبة التّهمة . و اين براى مبالغه گفت كه ايشان از باب قيامت در شكّىاند سخت بغايت .
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : الى . ( 2 ) - دا ، افزوده : و معنى آن است كه خداى تعالى مثل زد حال آنان را كه تمنّا كردند كه توبه كنند در آخرت و يا در مرگ به حال آنان كه خواهند كه چيزىها گيرند از جايى دور كه دست ايشان به آن نرسد ، يعنى هر دو محال است . و « انّى » استفهامى است به معنى انكار . ( 3 ) - دا ، آج ، لب : افگننده .