قريب دنياست ، يعنى ايشان را در دنيا به عذاب بگيرم .
ضحّاك گفت [ 33 - ر ] و زيد اسلم : گفتند ( 1 ) ، مراد روز بدر است . كلبى گفت :
* ( مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * ، اى من تحت اقدامهم ( 2 ) ، ايشان را بگيريم از زير قدمهاشان . بعضى دگر گفتند : خسفى باشد به بيدا ، و آن جايى است در باديه . حذيفة اليمان گفت ، از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت : در وقتى كه حديث فتنهء آخر زمان مىگفت ، كه باشد ميان مشرق و مغرب . گفت : ايشان در اين باشند كه بنگرند ، سفيانى خروج كند از وادى خشك و بيايد و به دمشق فرود آيد و لشكرى به مشرق فرستد و يكى به زمين بابل به مدينهء ملعونه و بقعهء خبيثه ، لشكر او آن جا روند و بالاى سه هزار مرد را بكشند و بالاى صد زن را شكم بشكافند و سيصد مرد معروف را از بنى العبّاس بكشند ، آنگه به كوفه آيند و نواحى كوفه خراب كنند آنگه بيايند و روى به شام نهند ، بينا كه در [ اين ] ( 3 ) باشند . رايت هدى از كوفه بدر آيد به دنبال ايشان برود به دو روزه راه دريابد ايشان را و در ايشان قتلى عظيم كند و مالى و غنيمتى كه دارند بستانند و بردگان را از دست ايشان بيرون كنند . و لشكر ( 4 ) به مدينه آيد ( 5 ) و سه شبان روز در مدينه غارت كنند از آن جا به مكّه آيند چون به بيدا رسند خداى تعالى جبريل را گويد : برو و ايشان را هلاك كن . او بيايد و پاى بر زمين زند و ايشان را به يك بار به زمين فرو - برد . و ذلك قوله فى سورة سبا : * ( وَلَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا ، فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ) * ، از ايشان دو كس بجهند : يكى بشير باشد يكى نذير ، يكى بشارت دهد مردمان را به هلاك ايشان و يكى بترساند قوم ايشان را به هلاك ايشان . و آن هر دو مرد از جهينه باشند . گفتند : از اين جا مثل شد ، و عند جهينة الخبر اليقين .
و در اخبار ما آمد كه : از علامت خروج مهدى خسفى باشد به مشرق و يكى به مغرب و يكى به بيداء . و از علامت خروج او خروج سفيانى است كه در اين خبر ( 6 ) و اين رايت هدى كه گفت از كوفه بدر آيد جز رايت مهدى نباشد ، على ما جاء فى الاخبار .
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : ضحاك و زيد اسلم گفتند .
( 2 ) - آج ، لب ، افزوده : يعنى .
( 3 ) - اساس : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 4 ) - دا ، افزوده : ديگرش .
( 5 ) - دا ، آج ، لب : آيند .
( 6 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : گفت .