تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
باشد ، و نيز فقها مراعات تمكين نكردند . امّا برده را شافعى گفت : اگر آزادى بر بنده نكاح كند ( 1 ) ، يا بنده‌اى بر آزادى ، آزاد را احصان ثابت شود و بنده را ثابت نشود ، و اين قول مالك است . و ابو حنيفه گفت : ميان ايشان احصان نباشد از هيچ دو جانب ، امّا [ اگر ] ( 2 ) كودكى بر بزرگى يا بزرگى بر كوچكى ( 3 ) عقد بندد ، بنزديك شافعى احصان ثابت شود بزرگ را دون كوچك . و مالك و بو حنيفه ( 4 ) گفتند : از هيچ دو جانب احصان نباشد . امّا رجم : اگر چه در قرآن نيست ، در سنّت است ، و امّت [ 83 - ر ] مجتمعاند بر او و گفته‌اند ( 5 ) خارجيان در اين خلاف كردند ، و به خلاف ايشان اعتداد ( 6 ) نيست . و عبادهء صامت روايت كند كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : خذوا عنّي ( 7 ) قد جعل اللَّه لهنّ سبيلا ، البكر بالبكر جلد مائة و تغريب عام و الثّيّب بالثّيّب جلد مائة و الرّجم ، گفت : بگيرى از من خداى تعالى براى زنان رهى نهاد ، و هر بكر كه با بكر زنا كند صد تازيانه ( 8 ) . و مراد به بكر نامحصن است ، و آنچه كه سالى او را از شهر خود به شهرى ديگر رانند . و چون ثيّب با ثيّب زنا كند ( 9 ) ، و مراد به ثيّب ، محصن است ، و ايشان را حدّ بايد زدن و آنگه رجم كردن ، بر آن بيان كه كرديم كه چون پير باشد . و حديث ماعز معروف است كه بيامد و گفت : يا رسول اللَّه ! زنيت فطهرني ، زنا كردم ، مرا پاك كن . رسول - عليه السّلام - ( 10 ) روى بگردانيد . دوم بار ( 11 ) به ديگر جانب آمد و بگفت . رسول - عليه السّلام - روى بگردانيد . [ سيم بار ] ( 12 ) به ديگر جانب آمد و گفت : يا رسول اللَّه ( 13 ) ! زنا كرده‌ام مرا پاك كن . رسول - عليه السّلام - آن را كاره بود ، طلب شبهتى مىكرد تا دفع حدّ كند به آن ، گفت : لعلَّك قبّلتها ، همانا بوسه داده باشى او را ! گفت : يا رسول اللَّه !
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : نكاح بندد . ( 12 - 2 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : كودكى . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ابو حنيفه . ( 5 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش الَّا كه . ( 6 ) . آب ، آز ، مش : اعتقاد . ( 7 ) . اساس : عنهنّ ، با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها و ترجمهء حديث تصحيح شد . ( 8 ) . اساس : براى ، با توجّه به فحواى كلام و اتّفاق نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . مش ايشان را حد بايد زدن . ( 10 ) . اساس گفت ، با توجه به ديگر نسخه بدلها و معنى عبارت زايد مىنمايد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها زنيت فطهرنى .