تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
بر پى پاى مىگرديدى ، و هو الرّجوع القهقرى ، و اين آن باشد كه پيش باز مىرود و روى در خلاف جهت رفتن دارد . گفتند : براى آن چنين گفت كه اين زشتتر رفتنى است ، خداى تعالى حال ايشان تشبيه كرد باقبح حال الماشي . سيبويه گفت : براى آن گفت كه آن كس كه چنين رود ، جاى قدم خود نبيند و نداند تا پاى كجا فرو مىنهد ، بر عميا و جهالت رود ، ايمن نباشد كه از پس پشت چاهى است يا حفره‌اى كه او در آن جا فتد ، همچنين حال كافر كه او بر نصرت نباشد از كار خود ، فذلك النّكوص . * ( مُسْتَكْبِرِينَ بِه ) * ، نصب او بر حال است . در اين ضمير خلاف كردند كه راجع با كيست ؟ بعضى گفتند كه : راجع است با رسول - عليه السّلام - كه ايشان بر ديگران فخر آوردندى به مكان رسول - عليه السّلام - كه از ايشان بود ( 1 ) . عبد اللَّه عبّاس و حسن و قتاده و مجاهد و ضحّاك گفتند : * ( مُسْتَكْبِرِينَ بِه ) * ، اى بحرم اللَّه كناية [ 76 - پ ] عن غير مذكور ، بر ديگران تكبّر مىكردند ( 2 ) كه : نحن اهل حرم اللَّه و نحن جيران اللَّه ، و مانند اين . * ( سامِراً تَهْجُرُونَ ) * ، نصب « سامرا » بر حال است و واحد ( 3 ) در جاى جمع بنهاد چه بر ظاهر « سمّارا » مىبايست براى آن كه در جاى مصدر نهاد ، چنان كه مصدر در جاى حال نهند . و بعضى دگر گفتند : در جاى وقت نهاد ، كانّه قال : سامرا اى ليلا فى السّمر ، كما قال الشّاعر - شعر :
من دونهم ان جئتهم سمرا عزف القيان و مجلس غمر
اى ليلا و هم يسمرون . سامر ، آن باشد كه به شب حديث كند ، و سمر ، حديث شب باشد ، و ايشان به شب پيرامن كعبه بنشستندى و سمر گفتندى . * ( تَهْجُرُونَ ) * ، هذيان مىگفتى ( 4 ) من الهجر ، و هو الكلام الَّذي يهذي به المريض و النّائم ، و قيل : تهجرون من الهجر ، يعنى از حق هجران و اعراض مىكند ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است ، و قول اوّل قول سعيد جبير است و مجاهد و ابن زيد . و نافع تنها خواند ( 5 ) : تهجرون بضمّ « تا »
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : كه او از ايشان بود با كفرشان . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها به حرم . ( 3 ) . اساس : واو حال ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل : گفتندى ، آل : مىگفتند ، مه : مىگفتى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز آل : خواندند .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 42 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي