* ( وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ) * ، و شاعران را غاويان و جاهلان ( 1 ) متابعت كنند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : شياطيناند و ايشان نيز شياطين را ( 2 ) تابعه شعرا مىخوانند ، و اعتقاد كردهاند كه تلقين شعر شياطين مىكنند ايشان را ، و هر كس را كه شيطان او در اين باب قويتر باشد شعر او بهتر باشد ، از اين جا گفت شاعر ايشان - شعر :
انّي و كلّ شاعر من البشر
شيطانه انثى و شيطاني ذكر
و سبب استمرار اين شبهت بر ايشان از آن جاست كه ايشان را شعر گفته مىشود بى رنج و انديشهء بسيار آنچه ديگران مثل آن نتوانند گفتن به رنج و تكليف ( 3 ) ، ايشان مىپندارند كه آن شياطين تلقين مىكنند ، انّما آن به علمى ضرورى است از قبل خداى - عزّ و جلّ .
ضحّاك گفت دو شاعر در عهد رسول - عليه السّلام - با يكديگر خصومت كردند ، يكديگر را هجا كردند : يكى از انصار بود و يكى از قومى ديگر ، و هر يكى را جماعتى در قفا ايستادند و معاونت مىكردند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
صادق ( 4 ) - عليه السّلام - گفت مراد شاعران كفّارند چون : عبد اللَّه بن الزّبعرى ، و هبيرة بن ابي وهب ، و مسافع بن عبد مناف ، و عمرو بن عبد اللَّه الجمحي ، و اميّة بن ابى الصّلت كه ايشان رسول را - عليه السّلام - هجو كردند و مردم در دنبال ايشان فتادندى ( 5 ) به وقت انشاد اين اشعار .
ابو عصيف ( 6 ) روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت :
من احدث هجاء في الاسلام فاقطعوا لسانه ،
هر كه در اسلام هجاى احداث كند زبانش ببرّى .
سعيد جبير گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : چون رسول - عليه السّلام - مكّه بگشاد ، ابليس نالهاى كرد و نعرهاى زد سخت . اصحاب او بر او مجتمع شدند گفتند ( 7 ) : چه بود ( 8 ) ؟ گفت : پس از امروز طمع مداريد كه كفر را قوّتى بود ، و لكن در عرب شعر
هامش
( 1 ) . اساس : و شاعران را و غاويان را جاهلان ، با توجّه به نسخه بدلها و معنى آيه ، تصحيح شد .
( 2 ) . آط : ندارد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : تكلَّف .
( 4 ) . مش : حضرت امام جعفر صادق .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ايستادندى .
( 6 ) . چاپ شعرانى ( 8 / 369 ) : ابو عطيف .
( 7 ) . مش او را كه .
( 8 ) . مش كه نعره و فريادى از سوز درون بر آوردى .