رسول - عليه السّلام - گفت : بنشين . او بنشست . رسول - عليه السّلام - دگر باره اين سخن باز گفت . كس جواب نداد . هم او بر پاى خاست ( 1 ) و گفت : يا رسول اللَّه ! من معاونت كنم تو را بر اين كار . رسول - عليه السّلام - گفت : بنشين . بار سه ديگر ( 2 ) همين ( 3 ) سخن باز گفت . كس بر نخاست ( 4 ) ، هم او برخاست ( 5 ) و گفت : من موازرت كنم تو را يا رسول اللَّه ! رسول - عليه السّلام - گفت : بنشين يا علىّ ،
فانّك اخي و وصيّي و وزيري و وارثي و خليفتي من بعدي
، بنشين كه تو برادر منى و وصىّ منى و وزير منى و وارث منى و خليفت منى از پس من .
قوم از آن جا برخاستند ( 6 ) و بر طريق استهزا ابو طالب را مىگفتند : ليهنئك اليوم ان دخلت ( 7 ) في دين ابن اخيك فقد امّر ابنك عليك ، مبارك باد تو را اى ابو طالب كه در دين پسر برادرت رفتى تا پسرت را بر تو امير كرد . و اين خبر بيرون ( 8 ) آن كه در كتب اصحابان ماست ، ثعلبى مفسّر امام اصحاب الحديث در تفسير خود بياورده است بر اين وجه ، و اين حجّتى باشد هر كدام تمامتر .
ابو هريره روايت كرد كه : چون اين آيت آمد ، رسول - عليه السّلام - برخاست ( 9 ) و گفت :
يا معشر قريش اشتروا انفسكم من اللَّه لا [ ا ] ( 10 ) غني عنكم من اللَّه شيئا ،
اى جماعت قريش ! خويشتن را از خداى باز خريد كه من شما را از خداى [ نگزيرانم چيزى . يا بنى عبد المطَّلب ، يا بنى عبد مناف ، يا فاطمه بنت رسول اللَّه ، يا عبّاس بن عبد المطَّلب ، يا صفيّه ، عمّة رسول اللَّه ، لا اغني عنكم من اللَّه شيئا ، من شما را از خدا ] ( 11 ) هيچ غنا نكنم ، اگر از مال من چيزى خواهى بدهم شما را ، امّا كار شما با خداست از اين جا ساخته رويد .
سعيد جبير روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه : چون خداى تعالى اين آيت فرستاد
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آج : خواست .
( 2 ) . آج ، لب ، آل : سه بار ديگر .
( 3 ) . آط ، آج ، لب ، آل : هم اين .
( 4 ) . آب ، آز ، آل ، مش : برنخواست .
( 5 ) . آب ، لب ، آز ، مش : برخواست .
( 6 ) . آب ، آز ، آج ، لب ، آل ، مش : برخواستند .
( 7 ) . اساس : دخل ، با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 9 ) . آط ، آب ، لب ، آز ، مش : برخواست .
( 10 ) . از آط ، افزوده شد .
( 11 ) . اساس افتادگى دارد ، با توجه به ديگر نسخه بدلها ، از آط افزوده شد .