* ( إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ) * ، ايشان معزولاند از آن كه خبرى شنوند از فريشتگان از جملهء اخبار آسمان به رجوم ستاره و شهاب چنان كه پيش از اين شنيدندى .
آنگه خطاب كرد با رسول - عليه السّلام - و گفت : * ( فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ ) * ، و مراد جز ( 1 ) اوست ، گفت : با خداى تعالى خداى ديگر ( 2 ) را مخوان ( 3 ) كه پس آنگه از جملهء معذّبان باشى و عذاب رسيدگانى ( 4 ) .
* ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * ، و خويشان [ نزديك را بترسان ، ابتدا كن بالاقرب فالاقرب و الاهم فالاهم . البراء بن عازب روايت كند كه چون خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * ] ( 5 ) . رسول - عليه السّلام - كس فرستاد و فرزندان عبد المطَّلب را در سراى بو طالب حاضر كرد [ و ] ( 6 ) امير المؤمنين على - عليه السّلام - [ را ] ( 7 ) فرمود تا براى ايشان ( 8 ) گوسپندى بامدّى گندم طعامى ( 9 ) ساخت و صاعى شير براى ايشان به آن بنهاد . ايشان حاضر آمدند و به عدد چهل مرد بودند ، يك مرد بيش يا كم . و هر مردى از ايشان معروف ( 10 ) بود به آن كه جذعه بخوردى بر يك مقام ، و آن شتر بچّهء پنج ساله باشد و فرقى ( 11 ) از شير باز خوردى و آن شست صاعى ( 12 ) باشد . چون طعام پيش ايشان بنهادند ( 13 ) ايشان را خنده آمد از آن طعام اندك و گفتند : اى محمّد ! اين طعام ( 14 ) كه خواهد خوردن ، كه خورد اين طعام يك مرد از آن ما ( 15 ) نيست ؟ رسول - عليه السّلام - گفت :
كلوا بسم اللَّه
، بخوريد به نام خداى و ياد كنيد نام خداى بر او . ايشان دست به نان و طعام ( 16 ) دراز كردند و از آن طعام بخوردند و سير شدند ، و از آن صاع شير باز خوردند و سيراب شدند ، و حق تعالى
هامش
( 1 ) . آل : خبر .
( 2 ) . آج ، لب ، آز ، آل ، مش : ديگرى .
( 3 ) . آط ، آج ، لب ، آل : مخوانيد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : رسيدگان .
( 7 - 6 - 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ران .
( 9 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش : بطعامى .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مشهور .
( 11 ) . اساس : قدحى ، با توجه به اتفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : شصت صاع .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : نهاد .
( 14 ) . مش را .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : كه اين خورد يك مرد از ما .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها : بر آن طعام ، كه بر متن مرجّح مىنمايد .