* ( ذِكْرى ) * ، اى تذكرة ، ياد داد [ نى ] ( 1 ) ، و محلّ « ذكرى » نصب است و سه وجه را محتمل است : يكى آن كه مصدرى باشد لا من لفظ الفعل ، و التّقدير منذرون انذارا ، چه انذار در معنى تذكير باشد . دگر آن كه مفعول به باشد از منذرون ، يعنى ينذرونهم الذّكرى . سيم آن كه مفعول له باشد ، اى للذّكرى . * ( وَما كُنَّا ظالِمِينَ ) * ، و ما هرگز ظالم نبودهايم و نا مستحق كس را ( 2 ) نفرمودهايم ، و حجّت ناانگيخته بر كس [ 158 - پ ] تعجيل عذاب نكردهايم .
* ( وَما تَنَزَّلَتْ بِه الشَّياطِينُ ) * ، آنگه گفت : اين قرآن نه شياطين ( 3 ) فرود آوردهاند جبريل روح الامين فرود آورده است . و حسن بصرى خواند و محمّد بن السّميقع در شاذّ : و ما تنزّلت به الشّياطون ، به « واو » . فرّاء گفت : غلط الشيخ يعنى الحسن و نضر - بن شميّل ( 4 ) عذر خواست از او و گفت : روا بود كه ( 5 ) چيزى شنيده باشد .
يونس بن حبيب گفت : اعرابى را ديدم كه حكايت مىكرد ، گفت : انّ فلانا ادخلنا بساتين من ورائها بساتون . من گفتم : اين لغت نيك ماند به قراءت حسن بصرى ( 6 ) : و ما تنزّلت به الشّياطون .
و اگر اين لغت بعضى عرب باشد ، لغتى شاذّ است ، و كلام عرب بر آن است كه اين را جمع سلامت نكنند بر اين وجه اگر گويند بر قياس شيطانون [ باشد و ] ( 7 ) شياطون نباشد ، و انّما شياطين ( 8 ) چون بساتين و دهاقين است [ فى جمع بستان و دهقان ] ( 9 ) . و در اوّل كتاب گفتهايم كه در اصل شيطان ( 10 ) دو قول گفتند : يكى فيعال ، و يكى فعلان ( 11 ) و شرح داده به استقصا .
* ( وَما يَنْبَغِي لَهُمْ ) * ، و نشايد ايشان را كه مثل اين قراءت فرو فرستند . * ( وَما يَسْتَطِيعُونَ ) * ، و خود نتوانند از آن جا كه علم اين نظم ندانند و بنزديك ايشان نيست .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : نامستحق را عذاب .
( 3 ) . اساس : شيطان ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : الشّميل .
( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل : در آن ، مش : در او .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها في قوله .
( 9 - 7 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 ) . اساس : چون شيطان ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها و معنى عبارت ، تصحيح شد .
( 10 ) . آج ، لب ، آل : شياطين .
( 11 ) . اساس : فيعلان ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .