* ( وَإِنَّه لَفِي زُبُرِ الأَوَّلِينَ ) * ، و او - يعنى ذكر قرآن - در كتابهاى پيشين است . اين قول بيشتر مفسّران است . مقاتل گفت : ذكر محمّد خواست ، يعنى ذكر محمّد در كتابهاى پيشين است .
* ( أَ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً ) * ، ابن عامر « تكن » خواند به « تا » ، و « اية » به رفع . و باقى قرّاء « يكن » خواندند به « يا » ، و « اية » منصوب بر خبر كان ، و معنى آيت آن است ( 1 ) : نه آيتى و علامتى است اين كافران و متكبّران را آن كه مىدانند او را ( 2 ) يعنى محمّد را عالمان بنى اسرايل چون عبد اللَّه سلام و اصحابش و مانند ايشان ؟
عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه مشركان مكّه كس فرستادند به جهودان مدينه كه ، چه گويى در محمّد و نعت ( 3 ) و صفات او ؟ ايشان گفتند : وقت بعثت ( 4 ) اوست ، و ما در توريت نعت و صفت او خواندهايم ، آن آيتى بود كه دليل كرد ( 5 ) بر صدق رسول - عليه السّلام .
امّا قراءت آن كس كه او خواند : * ( آيَةً ) * به نصب ، بر قاعده است براى آن كه معرفه اسم « كان » است و نكره ( 6 ) خبرش . و بر قراءت آن كس كه او « اية » خواند ، ضعيف است براى آن كه بر عكس قاعده كلام عرب است ، و سيبويه روا نمىدارد كه اسم « كان » نكره باشد و خبر معرفه الَّا در ضرورت شعر ، چنان كه حسّان گفت - شعر :
كأنّ سلافة ( 7 ) من بيت رأس
يكون مزاجها عسل و ماء
اى من بيت رئيس ، كقول عمرو بن كلثوم :
برأس من بني جشم بن بكر
اى برئيس ( 8 ) ، و قيل : بيت رأس [ 158 - ر ] موضع بالشّام يتّخذ منه الخمر .
* ( وَلَوْ نَزَّلْناه عَلى بَعْضِ الأَعْجَمِينَ ) * ، و اگر ما اين ( 9 ) بر بعضى عجميان پارسى زبان
هامش
( 1 ) . آب ، مش كه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها و مىشناسند .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : گفت .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : يعث .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بود .
( 6 ) . اساس و ، با توجه به اتّفاق نسخه بدلها ، زايد مىنمود .
( 7 ) . چاپ شعرانى ( 8 / 368 ) ، لسان ( ماده / أس ) سبيئة .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : رئيس .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها قرآن .