است في قولهم : لو كان لي مال لحججت ، اگر مرا مال ( 1 ) بودى حج كردمى ، يعنى كاشك ( 2 ) مرا مال ( 3 ) بودى تا حج كردمى .
آنگه حق تعالى در عقب اين قصّه گفت : * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * - الاية ، در اين كه رفت آيتى و دلالتى است . * ( وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ) * ، و بيشترينهء ايشان ايمان نمىآرند ( 4 ) ، و خداى تو عزيز و رحيم است .
* ( كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ) * ، آنگه در قصّهء نوح گرفت ( 5 ) و گفت ( 6 ) و تكذيب قوم او او را ، گفت : قوم نوح پيغامبران را بدروغ داشتند . و « قوم » را هم تذكير كنند و هم تأنيث ، و در آيت ( 7 ) لفظ تأنيث گفته است .
حسن بصرى را سؤال كردند از اين آيت و آياتى كه مانند اين است . گفتند ( 8 ) ، خداى تعالى [ گفت ] ( 9 ) : قوم نوح پيغامبران را ( 10 ) [ 151 - پ ] تكذيب كردند و بديشان يك پيغامبر آمد ، و كذا قوله تعالى : * ( كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ ) * ( 11 ) ، و : * ( كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ) * ( 12 ) . گفت : حق تعالى براى آن چنين فرمود گفتن كه ، آنچه ( 13 ) پيغامبر آورد جمله آن آوردند و آن گفتند از توحيد و عدل و دعوت با راه حق ، پس مكذّب يكى از ايشان مكذّب باشد جمله را .
* ( إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ ) * ( 14 ) ، چون گفت ايشان را برادر ايشان نوح ( 15 ) ، يعنى برادر در نسب نه برادر در دين ، چنان كه امير المؤمنين - عليه السّلام - گفت : اخواننا بغوا علينا .
* ( أَ لا تَتَّقُونَ ) * ، از خداى نترسى ( 16 ) ؟
هامش
( 3 - 1 ) . همهء نسخه بدلها : مالى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : كاشكى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : مؤمن نهاند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : با قصهء نوح آمد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : كفر .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز به .
( 8 ) . اساس : گفت ، با توجّه به فحواى عبارت و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 10 ) . مش : پيغمبر خود را .
( 11 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 123 .
( 12 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 141 .
( 13 ) . آط ، آب ، آز ، مش يك .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها نوح .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : برادرشان نوح .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها استفهام است بر سبيل تقريع و توبيخ .