بدانى كه اين كه كردى ( 1 ) بچشى و بال اين كه اقدام كردى بر آن . * ( لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ ) * ، من دستها و پايهاى شما ( 2 ) ببرم به ( 3 ) خلاف ، يعنى به خلاف يكديگر ، پاى چپ و دست راست ، و همه را بردار كنم .
گفتند : * ( لا ضَيْرَ ) * ، هيچ باكى نيست كه ما با خداى خود مىشويم و بازگشت ( 4 ) ما با اوست .
* ( إِنَّا نَطْمَعُ ) * ، ما طمع مىداريم كه خداى ما خطاهاى ما بيامرزد . * ( أَنْ كُنَّا ) * ، اى لان كنّا ، براى آن كه ما اوّل مؤمنانيم از قوم فرعون و از اهل زمانه ما ( 5 ) .
* ( وَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى ) * ، حق تعالى گفت : ما وحى كرديم به موسى كه ، بندگان مرا ببر به شب كه فرعون ( 6 ) بر پى شما بيايد ( 7 ) .
ابن جريج گفت : در اين آيت خداى تعالى امر ( 8 ) كرد به موسى كه ، بنى اسرايل را بفرماى تا هر چهار خانهاى با خانهاى ( 9 ) شوند ، و در هر سراى كه اينان باشند برهىاى بكشند ، و در سراى به خون او خون آلود ( 10 ) كنند كه من فرشتگان را خواهم فرستادن تا كودكان آل فرعون را هلاك كنند ، و علامت ايشان اين است و ( 11 ) در سرايى نشوند كه بر در آن سراى اثر خون باشد .
آنگه بفرماى تا آرد بسرشند ( 12 ) ، و همچنين فطير بپزند تا زود باشد ، آنگه تو با بنى اسرايل برو ( 13 ) تا به كنار دريا تا من بفرمايم كه چه بايد كردن . موسى - عليه السّلام - همچنين كرد . چون در روز آمدند ، فرعون گفت : بنگر تا موسى چون كرد ! مالهاى ما بستدند و فرزندان ما را بكشتند . آنگه بفرمود ( 14 ) سرير او ( 15 ) از شهر بيرون بردند و بر اثر ايشان لشكرى را گسيل كرد ( 16 ) هزار و پانصد هزار پادشاه مسوّر ( 17 ) را كه در دست
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 2 ) . آج ، لب ، آل را .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : از .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : باز گشتن .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها و قوم او .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بيايند .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : وحى .
( 9 ) . آج ، لب ، آل : با يك خانه .
( 10 ) . آج ، لب ، آل ، مش : خون آلوده .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : آن است كه .
( 12 ) . آط ، آب ، آز ، مش : بسريشند .
( 13 ) . آط ، آب ، آز ، مش : به روى ، آج ، لب ، آل : برويد .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها تا .
( 15 ) . آج ، لب ، آل را .
( 16 ) . آط ، آب ، آز ، مش : لشكر كشى كرد ، آج ، لب ، آل : لشكر كشيد .
( 17 ) . آب ، آز ، مستور ، لب : مصور .