كنوز و گنجها . و براى آن مال ايشان را گنج خواند كه ، آن را زكات نداده بودند و در ره خير نفقه نمىشد ( 1 ) . * ( وَمَقامٍ كَرِيمٍ ) * ، و جايهاى نيكو .
* ( كَذلِكَ ) * ، همچنين كه گفتم ، * ( وَأَوْرَثْناها ) * ( 2 ) ، به ميراث بداديم به فرزندان يعقوب .
* ( فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ ) * ، به دنبال ايشان برفتند در وقت آفتاب بر آمدن ، [ 146 - ر ] و نصب او بر حال است . و مشرق داخل باشد در شروق آفتاب ، كاصبح و امسى و اضحى .
* ( فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ ) * ، چون هر دو لشكر يكديگر را بديدند - قوم موسى و قوم فرعون - چون موسى - عليه السّلام - به كنار دريا رسيد وقت آن بود كه آفتاب بر مىآمد ، فرعون و لشكرش برسيدند ، قوم موسى نگاه كردند از پيش دريا بود و از پس لشكر ، گفتند : يا موسى ! * ( إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ) * ، ما را دريافتند و ما دريافتهء اينانيم .
موسى - عليه السّلام - گفت : * ( كَلَّا ) * ، پرگست . * ( إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ) * ، خداى من با من است مرا ره نمايد ( 3 ) راه نجات .
* ( فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى ) * ، ما وحى كرديم به موسى كه عصا بر دريا زن .
عبد اللَّه سلام گفت : چون موسى به كنار دريا رسيد و خواست تا در دريا شود ، اين دعا بخواند :
يا كائنا قبل كلّ شىء و يا مكوّن كلّ شىء ، و يا كائنا بعد كلّ شىء اجعل لنا فرجا و مخرجا
، خداى تعالى وحى كرد كه : عصا بر دريا زن . در كلام حذفى است ، و التّقدير : فضرب * ( فَانْفَلَقَ ) * . موسى - عليه السّلام - عصا بر دريا زد ، دريا شكافته شد . * ( فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ) * ، هر پارهاى از او چون كوهى بزرگ بود . [ و فرق ] ( 4 ) مفعول باشد و فرق مصدر ، كالذبح و الذّبح ، و النّكث و النّكث .
چنان كه قصّه رفته است موسى دريا بگذرانيد ( 5 ) و فرعون رسيد به كنار دريا چنان كه خداى تعالى گفت : * ( وَأَزْلَفْنا ) * ، اى قرّبنا ، و ما نزديك بكرديم آن ديگران را .
و الزّلفة القربة ، و منه ليلة المزدلفة ، و قيل : جمعناهم ، و مراد به « آخرين » ، قوم
هامش
( 1 ) . اساس : نمىشود ، به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 2 ) . آط ، آب ، آز ، مش ما .
( 3 ) . آط ، آب : راه نمايند ، آج ، لب ، آل : راه نماينده .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 5 ) . آط ، مه : بگزرانيد ، آب ، آز : بدرانيد ، مش : در دريا بدر آمد .