* ( وَقِيلَ لِلنَّاسِ ) * ، مردمان را گفتند : شما حاضر خواهى آمدن تا باشد كه ما به دنبال اين ساحران برويم و ايشان را متابعت كنيم اگر ايشان غالب باشند ؟ و گفتند :
به « سحره » موسى و قومش را خواستند ، * ( إِنْ كانُوا هُمُ الْغالِبِينَ ) * ، بر طريق استهزا گفتند .
* ( فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ ) * ، چون ساحران بيامدند ، فرعون را گفتند : * ( أَ إِنَّ لَنا لأَجْراً ) * ، ما را مزدى خواهد بودن بنزديك تو و اجرى ( 1 ) اگر چنان باشد كه ما غالب آييم ؟
* ( قالَ نَعَمْ ) * ، گفت : آرى . * ( وَإِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ) * ، و شما پيش من ( 2 ) از جملهء مقرّبان باشى و نزديكان .
* ( قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ ) * ، موسى گفت آن جادوان را كه : بيندازى آنچه خواهى انداختن .
* ( فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ ) * ، و ايشان آن چوبها و رسنها كه داشتند بينداختند . * ( وَقالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ ) * ، و گفتند : به عزت فرعون كه ما غالب خواهيم آمدن ، و غلبه ما را خواهد بودن .
* ( فَأَلْقى مُوسى عَصاه ) * ، موسى - عليه السّلام - عصا كه داشت ( 3 ) بينداخت . * ( فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ ) * ، در حال آنچه ايشان به روزگار دراز ساخته بودند از چوبها و رسنهاى مار پيكر و اژدها پيكر فرو برد . جادوان كه آن بديدند ، به اوّل نظر بدانستند كه آنچه موسى كرد نه از جنس سحر است ، و به سحر آن نتوان كردن ، چه ايشان اسرار جادوى نيك دانستند و بر آن واقف بودند ، حالى به روى در افتادند [ 145 - پ ] سجده كنان و گفتند : * ( آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * ، ما ايمان آورديم به خداى جهانيان .
آنگه براى آن تا ابهام ( 4 ) نيفگند فرعون كه مرا مىخواهند به اين كه مىگويند ، قيد زدند كه : * ( رَبِّ مُوسى وَهارُونَ ) * ، خداى موسى و هارون .
* ( قالَ آمَنْتُمْ لَه ) * ، فرعون گفت : ايمان آوردى به موسى پيش از آن كه من دستورى دادم شما را ، او مهتر و استاد ( 5 ) شماست كه شما را سحر آموخت . * ( فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * ،
هامش
( 1 ) . آط ، آو ، آز ، مش : اجرتى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : پس از اين .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : عصاى خود .
( 4 ) . مش : آن كه ابهام .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : انباز .