موسى گفت : * ( رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ ) * ، گفت بر سبيل اظهار ( 1 ) حجّت كه :
او خداى شماست و خداى پدران پيشين شما ( 2 ) . و اين براى آن گفت تا معلوم كند قوم را ( 3 ) اگر فرعون دعوى خدايى ايشان مىكرد نتوانست گفتن [ 145 - ر ] كه من خداى پدران شماام ، چه ( 4 ) در روزگار ايشان نبود و آن كه وقتى باشد و وقتى نباشد خدايى را نشايد و اين بر تنبيه بود آن قوم را بر اين معنى .
چون فرعون از جواب او فرو ماند ، * ( قالَ ) * ( 5 ) * ( إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ) * ، روى به قوم كرد و گفت اين پيغامبر را كه به شما فرستادهاند ديوانه است .
موسى - عليه السّلام - گفت الزام حجّت را و تأكيد حديث را كه : * ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ) * ، كه او خداى مشرق و مغرب است و آنچه در ميان آن است اگر شما عاقلى و خرد كار مىبندى .
فرعون چون از حجّت فرو ماند ، از سر تجبّر ( 6 ) و سلطنت گفت : * ( لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي ) * ، اگر خدايى گيرى جز من ، تو را اندر ( 7 ) زندان كنم ( 8 ) و از جملهء زندانيان باشى .
كلبى گفت براى آن تهديد او را ( 9 ) به زندان كرد و به قتل نكرد كه زندان او از قتل سختتر بود ، چه زندان او جاى تنگ و مظلم ( 10 ) بود با بندهاى گران و انواع عذاب سخت .
موسى گفت : * ( أَ وَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ ) * ، اگر چنان باشد كه من آيتى و دليلى روشن بيارم به من ايمان آرى ؟
فرعون گفت ( 11 ) از آن جا كه مستبعد بود ( 12 ) ، گفت : بيار اين آيت و معجزه اگر راست مىگويى .
عند آن حال موسى عصا كه به دست داشت بينداخت در حال اژدهايى گشت
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : استظهار .
( 3 - 2 ) . همهء نسخه بدلها است .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : گفت .
( 6 ) . لب ، آل : تحيّر .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : در .
( 8 ) . مش : خواهم كردن .
( 9 ) . آط ، آب ، آز ، مش : آن او را تهديد ، آج ، لب : براى آن تهديد .
( 10 ) . مش : تاريك .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها آن را .