حسن بصرى گفت : معنى آن است كه ، تو مال از كجا آوردى ؟ بنى اسرايل را بنده گرفتى و مال ايشان بستدى و مرا به آن بپروردى ، آن نعمت نه از مال تو بود ، از مال بنى اسرايل بود ، پس اين نعمت نباشد . و التّعبيد و الاعباد و الاستعباد ، اتّخاذ الحرّ عبدا ، قال الشّاعر فى الاعباد - شعر :
علام يعبدني قومي و قد كثرت
فيهم ابا عرما شاؤا و عبدان
و در محلّ « ان » دو وجه گفتند : يكى ، نصب بنزع الخافض ، و التّقدير : بان عبّدت ، المعنى بتعبيدك بني اسرائيل . و وجهى دگر رفع ( 1 ) بر بدل نعمة ، و التّقدير :
و تلك نعمة تمنّها علىّ تعبيدك بني اسرائيل .
* ( قالَ فِرْعَوْنُ وَما رَبُّ الْعالَمِينَ ) * ، چون موسى - عليه السّلام - اين بگفت ، فرعون گفت : * ( وَما رَبُّ الْعالَمِينَ ) * ، خداى جهانيان چه باشد كه تو دعوى مىكنى كه من رسول اويم ؟ و براى آن « ما » گفت ( 2 ) ، « من » نگفت كه او اعتقاد كرده بود كه معبودانى كه جز او باشند جماد باشند . و گفتهاند : براى ابهام گفت ، يعنى از عقلاست يا از جنس ما لا يعقل .
موسى - عليه السّلام - گفت : * ( رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، خداى آسمان و زمين است و آنچه در ميان كتم ( 3 ) آن است . * ( إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ) * ، اگر شما يقين دانى .
كلبى گفت : معنى آن است كه اگر شما [ يقين دانى كه آسمان و زمين آفريده است . بعضى دگر گفتند معنى آن است كه اگر شما ] ( 4 ) هيچ علم يقين دانى و شما را علمى است كه شك از آن دور باشد ، اين از آن جمله است ، اين نيز هم بر آن وجه بدانى .
* ( قالَ لِمَنْ حَوْلَه ) * ، فرعون اين را جواب نداشت ، بر سبيل تعجّب ( 5 ) گفت آنان را كه پيرامن او بودند : * ( أَ لا تَسْتَمِعُونَ ) * ، [ نمىشنوى ] ( 6 ) كه اين مرد چه مىگويد ! عبد اللَّه عبّاس گفت : آن ( 7 ) جماعتى بودند از اشراف قوم او پانصد مرد كه خواصّ ( 8 ) او بودند .
هامش
( 1 ) . اساس : فعل ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 2 ) . آب ، آج ، لب و .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 6 - 4 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها تعلَّل .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش : اين .
( 8 ) . آج ، لب ، آل : كه از خواص قوم .