نه مرا كشتى و نه بنده گرفتى چنان كه ديگران را ، و اين قول فرّاء است . و مجاهد گفت و دگر مفسّران كه : مورد كلام انكار است ، يعنى و اين نعمتى ( 1 ) باشد كه تو بنى اسرايل را بنده گيرى ، يعنى اين منّت و نعمت نباشد . و « الف » استفهام ، مقدّم ( 2 ) است اين جا ( 3 ) ، التّقدير : ( او تلك نعمة ، ) و حذف كرد براى دلالت فحواى خطاب بر او ، و مثله قوله تعالى : أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ ( 4 ) ، اى فهم ( 5 ) الخالدون ، و قول الشّاعر :
فقلت و انكرت الوجوه هم هم
اى ، اهم هم . و قال عمر بن ابي ربيعه - شعر :
لم انس يوم الرّحيل موقفها
و جفنها من دموعها غرق
و قولها و الرّكاب سائرة
تتركني ( 6 ) هكذا و تنطلق
آنگه در وجه اين كلام خلاف كردند ، بعضى گفتند معنى آن است كه : موسى گفت حديث تربيت كه گفتى ، اگر بنى اسرايل را نكشتى ( 7 ) مادر و پدرم مرا ( 8 ) پروردى ( 9 ) [ چه نعمت باشد تو را به اين بر من ، خود رها بايست كرد تا ايشان مرا بپروردندى ] ( 10 ) و ايشان را اخافت نبايست كردن ( 11 ) ، تا ايشان را خوف و ضرورت حمل كرد بر آن كه مرا در تابوت به آب بايست افگندن ( 12 ) تا تو مرا برگيرى و بپرورى .
و بعضى دگر گفتند : مراد ( 13 ) تذكير خيانت ( 14 ) است ، گفت : نعمت ياد مىكنى و خيانت ( 15 ) فراموش مىكنى به تبعيد بنى اسرايل ! و گفتند معنى آن است كه : مرا بپروردى و قوم مرا بنده و اسير كردى ، و هر كه قومش را ذليل كند ( 16 ) او ذليل شود ، پس اين چه نعمت باشد ، اين كه تو با اينان كردى آن را محبط ( 17 ) كرد .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز مه : نعمت .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مقدّر .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 4 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 34 .
( 5 ) . آط : افهم .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : تركنى .
( 7 ) . آط ، آز : نكشتيى .
( 8 ) . اساس : را ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 15 - 9 ) . همهء نسخه بدلها : بپروردندى .
( 10 ) . اساس و آط : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 11 ) . آط : كردنى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : انداختن .
( 13 ) . آج ، لب ، آل به .
( 14 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : جنايت .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : كنند .
( 17 ) . همهء نسخه بدلها : محيط ، چاپ شعرانى ( 8 / 332 ) : حبط .