قتل قبطى ، در ميان ( 1 ) به قتل ادّاء كرد ، چنان كه يكى از ما سنگى يا تيرى به قصدى ( 2 ) فگند ، بر كسى آيد و كشته شود ، اين قتل خطا باشد ، او را بر آن ملامت نكنند . و گفتند ( 3 ) ، مراد آن است كه : من النّاسين ، من در آن حال غافل و ناسى بودم .
و ضلال به معنى نسيان آمد ، في قوله تعالى : أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما ( 4 ) .
* ( فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ ) * ، بگريختم از شما چون ترسيدم مرا بكشى ، و عقل اقتضاى آن كند آن جا كه قوّت ايستادن نباشد بگريزند . و از اين جاست كه اين حديث مثل شد كه :
الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين
، گريختن از آنچه به آن طاقت و پاى ندارند سنّت پيغمبران است . * ( فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً ) * ، خداى من مرا حكمت داد و فهم و علم ، و مرا از جمله پيغامبران كرد ، و اين جواب فرعون است در آنچه او گفت : * ( أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً ) * . چون ( 5 ) اين حديث بر سبيل تحقير و تعجّب گفت [ تو ] ( 6 ) كودكى كوچك [ بودى ] ( 7 ) ما تو را بپرورديم ( 8 ) ، [ 144 - پ ] چند سال در سراى ما بودى ، امروز كار تو به جايى رسيد كه گويى كه : من پيغامبرم ! [ او گفت ] ( 9 ) : اين چه تعجّب است ، چون خداى تعالى مرا فهم و علم و حكمت داد و مرا بفرستاد ( 10 ) ، از من اهليّت اين معنى شناخت و صلاحيّت اين كار ، چه جاى انكار است .
آنگه گفت : * ( وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * . در معنى او خلاف كردند ، بعضى گفتند : معنى او اقرار است به نعمت ، و بعضى گفتند : انكار است معنى او ، و مورد او تهكّم است .
آنان كه گفتند معنى او اقرار است ، گفتند معنى ( 11 ) آن است ( 12 ) : * ( وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * و لم تعبّدني و لم تقتلني ، گفت : بلى ، اين نعمتى است تو را بر من كه تو بنى اسرايل را بنده گرفتى ، و كودكان ايشان را بكشتى و با من اين نكردى ،
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ميانه .
( 2 ) . آط ، و ديگر نسخه بدلها : به صيدى .
( 8 - 3 ) . همهء نسخه بدلها : گفت .
( 4 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 282 .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : چه .
( 9 - 7 - 6 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها كه .