گفت : خويشتن را هلاك خواهى كردن براى آن كه ايشان ايمان نمىآورند .
* ( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً ) * ( 1 ) ، اگر ما خواهيم از آسمان آيتى و معجزى فرو فرستيم كه گردنهاى ايشان آن را ذليل شود ، يعنى اگر خداى تعالى خواهد آيتى بفرستد كه ايشان ملجأ شوند به ايمان .
ابو حمزة الثّمالي گفت : اين آيت آوازى باشد كه از آسمان بيايد در نيمهء ماه رمضان .
و در تفسير اهل البيت است ، كه : آيت اين باشد كه منادى از آسمان ندا كند در آخر زمان :
الا انّ الحقّ مع علىّ و شيعته
، حق با على است و با شيعهء او .
عبد اللَّه عباس گفت : آيت در ما آمد و بنى اميّه كه دولت بنى اميّه را باشد . خداى تعالى از ايشان بستاند و به ما دهد ، گردنهاى ايشان ذليل و خاضع شود ما را ( 2 ) .
در تواريخ مىآيد كه : چون دولت از بنى اميّه با بنى العبّاس افتاد ، هنوز بنى العبّاس ( 3 ) انديشناك مىبودند از بنى اميّه ، ايشان را اكرام مىكردند و در سراى خود بر كرسيهاى زرّين و سيمين مىنشاندند ، تا در عهد منصور ، او ( 4 ) عمّ خود را - عبد اللَّه على را - به شام فرستاد . او برفت و به دار الامارة فرو آمد ، و كس فرستاد و وجوه و اعيان بنى اميّه را حاضر كرد ، هشتاد مرد از ايشان حاضر آمدند همه بر كرسيهاى زرّين و سيمين نشستند و ( 5 ) بالشها ، سديف بن ميمون الشّاعر در آمد و اين قصيده آغاز كرد كه گويد ( 6 ) - شعر :
اصبح الملك ثابت الاساس
بالبهاليل من بنى العبّاس
در آن جاى مىگويد :
و لقد ساءني و ساء سواى
ما نرا ( 7 ) من نمارق و كراسي
انزلوها بحيث انزلها اللَّه
بدار الهوان و الاتعاس ( 8 )
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل آنگه گفت .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : ابو العبّاس .
( 4 ) . آج ، لب ، آل پسر .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بر .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : مىگويد .
( 7 ) . اساس : قربها ، آط ، آج ، لب ، آل ، مش : ترا ، به قياس با نسخهء آب و چاپ شعرانى ( 8 / 325 ) ، تصحيح شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : و الابئاس .