تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
گفت : خويشتن را هلاك خواهى كردن براى آن كه ايشان ايمان نمىآورند . * ( إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً ) * ( 1 ) ، اگر ما خواهيم از آسمان آيتى و معجزى فرو فرستيم كه گردنهاى ايشان آن را ذليل شود ، يعنى اگر خداى تعالى خواهد آيتى بفرستد كه ايشان ملجأ شوند به ايمان . ابو حمزة الثّمالي گفت : اين آيت آوازى باشد كه از آسمان بيايد در نيمهء ماه رمضان . و در تفسير اهل البيت است ، كه : آيت اين باشد كه منادى از آسمان ندا كند در آخر زمان : الا انّ الحقّ مع علىّ و شيعته ، حق با على است و با شيعهء او . عبد اللَّه عباس گفت : آيت در ما آمد و بنى اميّه كه دولت بنى اميّه را باشد . خداى تعالى از ايشان بستاند و به ما دهد ، گردنهاى ايشان ذليل و خاضع شود ما را ( 2 ) . در تواريخ مىآيد كه : چون دولت از بنى اميّه با بنى العبّاس افتاد ، هنوز بنى العبّاس ( 3 ) انديشناك مىبودند از بنى اميّه ، ايشان را اكرام مىكردند و در سراى خود بر كرسيهاى زرّين و سيمين مىنشاندند ، تا در عهد منصور ، او ( 4 ) عمّ خود را - عبد اللَّه على را - به شام فرستاد . او برفت و به دار الامارة فرو آمد ، و كس فرستاد و وجوه و اعيان بنى اميّه را حاضر كرد ، هشتاد مرد از ايشان حاضر آمدند همه بر كرسيهاى زرّين و سيمين نشستند و ( 5 ) بالشها ، سديف بن ميمون الشّاعر در آمد و اين قصيده آغاز كرد كه گويد ( 6 ) - شعر :
اصبح الملك ثابت الاساس بالبهاليل من بنى العبّاس
در آن جاى مىگويد :
و لقد ساءني و ساء سواى ما نرا ( 7 ) من نمارق و كراسي
انزلوها بحيث انزلها اللَّه بدار الهوان و الاتعاس ( 8 )
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل آنگه گفت . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 3 ) . آج ، لب ، آل : ابو العبّاس . ( 4 ) . آج ، لب ، آل پسر . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بر . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : مىگويد . ( 7 ) . اساس : قربها ، آط ، آج ، لب ، آل ، مش : ترا ، به قياس با نسخهء آب و چاپ شعرانى ( 8 / 325 ) ، تصحيح شد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : و الابئاس .