نگرندگان را .
گفت آن گروه را كه پيرامن او بودند او جادوى داناست .
مىخواهد كه بيرون كند شما را از زمينتان به جادويش ، چه فرماى ( 1 ) ؟
گفتند بازدار او را و برادر او را و بفرست در شهرها گردكنندگان را .
تا بيارند به تو هر جادوى دانا را .
گرد كردند جادوان به ميعاد روزى شناخته .
گفتند مردمان را كه شما ( 2 ) گرد مىشوى شما ( 3 ) ؟
تا همانا كه ما پى گيريم جادوان را اگر باشند غلبه كنندگان .
[ 141 - ر ]
چون آمدند جادوان گفتند فرعون را ما را باشد مزدى اگر باشيم ما غلبه كنندگان ؟
گفت بلى و شما آن وقت از جملهء مقرّبان باشى .
گفت ايشان را موسى بيفگنى آنچه شما بر افگنى ( 4 ) .
بيفگندند رسنهاشان ( 5 ) و چوبهاشان و گفتند به عزّت فرعون كه ما غلبه كنيم .
هامش
( 1 ) . آب : چه مىفرمايى ، آج ، لب : چه مىفرمايند .
( 2 ) . آط هيچ .
( 3 ) . آط ، لب ، آل : هيچ هستيد شما جمع شوندگان .
( 4 ) . آط ، آب : آنچه مىافگنى .
( 5 ) . اساس با خطى متفاوت از متن عصيهم كه به قياس با نسخه بدلها ، زايد مىنمايد .