بگريختم از شما چون ترسيدم از شما بداد مرا خداى من پيغامبرى ، و كرد مرا از پيغامبران .
[ 140 - ر ]
و اين نعمت باشد كه منّت مىنهى به آن بر من كه تو بنده گرفتى پسران يعقوب را .
گفت فرعون چه باشد خداى جهانيان .
گفت خداى آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن است اگر شما دانى .
گفت آنان را كه پيرامن ( 1 ) او بودند نمىشنوى .
گفت خداى شما و خداى پدران پيش شما ( 2 )
گفت كه پيغامبرتان كه فرستادند ( 3 ) به شما ديوانه است .
گفت خداى مشرق و مغرب و آنچه در ميان آن است اگر شما دانى .
گفت اگر بگيرى خداى جز من ، كنم تو را از جملهء بازداشتگان .
گفت اگر بيارم به تو چيزى روشن ؟
گفت بيار آن را اگر تو از راست گويانى [ 140 - پ ] .
بينداخت عصا ( 4 ) كه ديدى آن را اژدهايى بود ظاهر .
و بر كشيد دستش ( 5 ) آن سپيد بود
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل : گرداگرد .
( 2 ) . آط : شما پيشين ، آج ، لب ، آل : شما پيشينيان .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : فرو فرستاده شده است .
( 4 ) . آط ، آب ، مه : عصاى خود ، آج ، لب ، آل : عصاى او .
( 5 ) . آط ، آب : بر دست خود .