و چون ندا كرد خدايت موسى را كه بياى به گروه ستمكاران .
قوم فرعون نمىترسند ( 1 ) ؟
گفت خداى من ! من مىترسم كه دروغ دارند مرا .
[ 139 - پ ]
و تنگدل شوم و بنرود زبانم ، بفرست با من هارون .
و ايشان را بر من گناهى ( 2 ) ، مىترسم كه بكشند مرا .
گفت : پرگست برويد به آيتهاى ما كه ما با شما شنوندهايم .
بيايى ( 3 ) به فرعون ، بگويى ( 4 ) كه ما پيغامبران خداى جهانيانيم .
كه بفرست با ما فرزندان يعقوب ( 5 ) را .
گفت نه بپروريدم ( 6 ) تو را در ( 7 ) ما كودك و بماندى در ( 8 ) ما از عمرت سالها ؟
و كردى آن ( 9 ) فعل كه كردى ، آن فعل كه كردى و تو از كافران نعمتهايى ( 10 ) .
گفت كردم آن را آنگاه و من از قاصدان ( 11 ) نبودم .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل : اى نمىترسند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها است .
( 3 ) . اساس : بيامدند ، به قياس با نسخهء آط و معنى آيه ، تصحيح شد .
( 4 ) . اساس : گفتند ، به قياس با نسخهء آط و معنى آيه ، تصحيح شد .
( 5 ) . آط ، آب : با ما بنى اسرايل .
( 6 ) . آط : نپروردم ، آب ، آج ، لب : نپرورديم .
( 8 - 7 ) . آط ، آب ميان .
( 9 ) . آط : از .
( 10 ) . آط ، آل ، آج : كافر نعمتان ، لب : كافران نعمتان .
( 11 ) . آط : مانندان ، آب ، مش : مانندگان ، آج ، لب ، آل : گمراهان .