كه سايهء بهشت باشد لا عن شمس في قوله : وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ( 1 ) .
* ( ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْه دَلِيلًا ) * ، آنگه آفتاب را بر سايه دليل كرديم و از مغايبه به خبر آمد از نفس متكلَّم بر سبيل تعظيم على طريقة العرب ( 2 ) معروفة ( 3 ) من التصرّف في كلامهم و العدول من نوع الى نوع . و معنى دلالت آفتاب بر سايه آن است كه ، اگر آفتاب نبودى سايه نشناختندى مردمان ، نبينى كه سايه در طول و قصر و قلَّت و كثرت تبع سير آفتاب بود ، چندان كه آفتاب زيرتر بود سايه درازتر بود ، و چندان كه آفتاب بالا گيرد سايه كوتاه مىشود .
* ( ثُمَّ قَبَضْناه إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً ) * ، آنگه اين سايه را قبض كنيم ( 4 ) با خود به طلوع آفتاب بر او قبضى اندك . و گفتند : مراد به « يسير » خفى است ، و گفتند : سريع است .
قوله تعالى : * ( وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً ) * ، آنگه بر طريق منّت و تذكير نعمت گفت : و او آن خداست كه شب را به لباس شما كرد براى آن لباس خواند كه مردم را باز پوشد به ظلمت خود چنان كه لباس ، تا شما در او بيارامى و ساكن [ 126 پ ] شوى . * ( وَالنَّوْمَ سُباتاً ) * ، و خواب را راحت شما كرد و آسايش و قطع عمل . و اصل « سبت » ، قطع باشد ، و منه يوم السّبت ، براى آن ( 5 ) گفتند خداى تعالى آغاز خلق آسمان و زمين كرد . و زمين روز يك شنبه كرد ( 6 ) ، روز آدينه ( 7 ) تمام بكرد به وقت نماز ديگر ، روز شنبه تمام كرد كه سبت مىخوانند آن را قطع كرد براى آن كه تمام شده بود ، و خداى تعالى در اين روز بنى اسرايل را فرمود تا استراحت كنند از عملها ، و منه السّبت الحلق ، يقال : سبت شعره ( 8 ) اذا حلقه ، و آن نيز قطع باشد . و نعال ( 9 ) سبتى نعلى
هامش
( 1 ) . سوره واقعه ( 56 ) آيهء 30 .
( 2 ) . آب ، آز ، مش كما هو .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : معروف .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : قبض كرديم .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها كه .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل نماز ديگر ، آل : نماز عصر .
( 8 ) . آل : اسبت شعرا .
( 9 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : يقال ، به قياس با چاپ شعرانى ( 8 / 282 ) و با توجّه به شاهد شعرى و موضوع سخن ، تصحيح شد .