آن برسد به عذاب ( 1 ) .
دو چندان كنند او را عذاب روز قيامت و هميشه ماند آن جا خوار .
[ 125 - پ ]
الَّا آن كه توبه كند و ايمان آرد و كار نيكو كند آن را بدل كند خداى بدى ( 2 ) ايشان به نيكوى ، و خداى آمرزنده و بخشاينده است .
و هر كه توبه كند ( 3 ) و كار نكو كند ( 4 ) كه او توبه كند ( 5 ) با خداى باز شدنى .
و آنان كه حاضر نيايند ( 6 ) به دروغ ، و چون بگذرند به بازى ( 7 ) ، بگذرند كريم .
و آنان كه چون ياد دهند ايشان را ( 8 ) به آيات خداى ايشان بنه افتند ( 9 ) بر آن كران و كوران .
و آنان كه گويند خداوند ما بده ما را از زنان ما و فرزندان ما روشنايى چشمها ، و كن ما را براى پرهيزگاران پيشرو ( 10 ) .
[ 126 - ر ]
ايشان را پاداشت دهند ( 11 ) كوشك ( 12 ) ، به آن صبرى كه كردند ( 13 ) و پيش ايشان باز برند تحيّت ( 14 ) و سلام .
هميشه باشند در آن جا ، نكوست ( 15 ) قرارگاه
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل : ببزه .
( 2 ) . آج ، لب ، آل : بديهاى .
( 4 - 3 ) . آج ، لب ، آل : كرد .
( 5 ) . آط ، آب : او باز شود ، آج ، لب ، آل : او باز مىگردد .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : گواهى ندهند .
( 7 ) . آج ، لب ، آل : سخن نافرجام .
( 8 ) . آج ، لب ، آل : پندشان دهند .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل : نيفتند .
( 10 ) . آب : پيشوا .
( 11 ) . اساس : دهد ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 12 ) . آج ، لب ، آل : غرفه بهشت .
( 13 ) . آط : به آنچه صبر كرده باشند ، آج ، لب ، آل : بدانچه صبر كردند .
( 14 ) . آج ، لب ، آل : باز آوردند درودها .
( 15 ) . آب : شگفت .