تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و جايگاه . بگو بار نگيرد ( 1 ) به شما خداى من اگر نه دعاى شما باشد ، بدرستى [ كه ] ( 2 ) به دروغ داشتى باشد ( 3 ) ملازمت عذاب . قوله تعالى : * ( أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ ) * ، حق تعالى در اين آيت تنبيه كرد مكلَّفان را بر بعضى نعمتهاى خود ، گفت : نمىبينى كه خداى تعالى چگونه بكشيد و بگسترد اين سايه را ، و حقيقت او نابودن آفتاب باشد از جايى كه با آن كه آفتاب بر آمده بود ، و عرب گفتند : « ظلّ » سايه‌اى باشد دايم ، و « فيء » سايه‌اى باشد كه گاهى برود و گاه آيد ( 4 ) من فاء اذا رجع . بعضى دگر گفتند : « ظلّ » سايهء بامداد باشد و « فيء » سايهء نماز شام ( 5 ) ، و به قول شاعر استشهاد كردند - شعر :
فلا الظَّلّ من برد الضّحى تستطيعه ( 6 ) و لا الفئ من برد العشىّ نذوق
و خطاب اگر ( 7 ) با رسول است مراد جملهء مكلَّفاناند كه ( 8 ) تذكير و تنبيه است ايشان را و منّت ( 9 ) ايشان در گستردن سايه ، تا ايشان در او بيارامند و از گرماى آفتاب بياسايند ( 10 ) . * ( وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ساكِناً ) * ، و اگر ( 11 ) خداى خواستى اين سايه را ساكن كردى . عبد اللَّه عبّاس گفت : * ( ساكِناً ) * ، اى دائما لا يزول ، چنان كردى كه دايم بودى زايل نشدى ، پس شما را انتفاع نبودى به آفتاب . و گفتند : ساكنا بوقوف الشّمس ، و اگر خواستى ( 12 ) سايه ساكن كردى به آن كه آفتاب را بداشتى از سير . و گفتند : مراد به « ممدود » آن است كه سايه‌اى باشد دايم لا من زوال الشّمس من المكان ، چنان
هامش
( 1 ) . آط ، آب : باك ندارد ، آج ، لب ، آل : چه التفات كردى . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آب ، افزوده شد . ( 3 ) . آج ، لب ، آل : به دروغ داشتيد شما پس زود بود كه باشد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : باز آيد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ديگر . ( 6 ) . اساس : يستطيعه ، به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و اگر چه خطاب . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : چه . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بر . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و گرماى آفتاب نيابند . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش چه . ( 12 ) . آز : خاستى .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 236 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي