و جايگاه .
بگو بار نگيرد ( 1 ) به شما خداى من اگر نه دعاى شما باشد ، بدرستى [ كه ] ( 2 ) به دروغ داشتى باشد ( 3 ) ملازمت عذاب .
قوله تعالى : * ( أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ ) * ، حق تعالى در اين آيت تنبيه كرد مكلَّفان را بر بعضى نعمتهاى خود ، گفت : نمىبينى كه خداى تعالى چگونه بكشيد و بگسترد اين سايه را ، و حقيقت او نابودن آفتاب باشد از جايى كه با آن كه آفتاب بر آمده بود ، و عرب گفتند : « ظلّ » سايهاى باشد دايم ، و « فيء » سايهاى باشد كه گاهى برود و گاه آيد ( 4 ) من فاء اذا رجع . بعضى دگر گفتند : « ظلّ » سايهء بامداد باشد و « فيء » سايهء نماز شام ( 5 ) ، و به قول شاعر استشهاد كردند - شعر :
فلا الظَّلّ من برد الضّحى تستطيعه ( 6 )
و لا الفئ من برد العشىّ نذوق
و خطاب اگر ( 7 ) با رسول است مراد جملهء مكلَّفاناند كه ( 8 ) تذكير و تنبيه است ايشان را و منّت ( 9 ) ايشان در گستردن سايه ، تا ايشان در او بيارامند و از گرماى آفتاب بياسايند ( 10 ) . * ( وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ساكِناً ) * ، و اگر ( 11 ) خداى خواستى اين سايه را ساكن كردى . عبد اللَّه عبّاس گفت : * ( ساكِناً ) * ، اى دائما لا يزول ، چنان كردى كه دايم بودى زايل نشدى ، پس شما را انتفاع نبودى به آفتاب . و گفتند : ساكنا بوقوف الشّمس ، و اگر خواستى ( 12 ) سايه ساكن كردى به آن كه آفتاب را بداشتى از سير . و گفتند : مراد به « ممدود » آن است كه سايهاى باشد دايم لا من زوال الشّمس من المكان ، چنان
هامش
( 1 ) . آط ، آب : باك ندارد ، آج ، لب ، آل : چه التفات كردى .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : به دروغ داشتيد شما پس زود بود كه باشد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : باز آيد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ديگر .
( 6 ) . اساس : يستطيعه ، به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و اگر چه خطاب .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : چه .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بر .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و گرماى آفتاب نيابند .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش چه .
( 12 ) . آز : خاستى .