تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
آن است ( 1 ) كه بيافريد از آب آدمى ، كرد او را نسبى ( 2 ) و پيوندى ( 3 ) ، خداى تو توانا بوده - است . و مىپرستند بجز خداى آنچه سود ندارد ايشان را ، و زيان نكند [ ايشان را ] ( 4 ) و بوده است كافر بر خدايش يارى كننده ( 5 ) . و نفرستاديم تو را مگر مژده دهنده و ترساننده . بگو نخواهم ( 6 ) از شما بر او ( 7 ) مزدى الَّا آن را كه خواهد كه بگيرد ( 8 ) به خدايش راهى . و توكّل كن بر ( 9 ) زنده‌اى كه نميرد ، و تسبيح كن به سپاس او و بس كه ( 10 ) به گناه ( 11 ) بندگانش دانا . ( 12 ) آن كه بيافريد آسمانها و زمين و آنچه ميان آن است در شش روز آنگه مستولى شد بر عرش خداى بخشاينده ، بپرس به او داناى را ( 13 ) . و چون گويند ايشان را سجده كنى خداى ( 14 ) را ، گويند : چيست رحمان ، آيا ( 15 ) ما سجده كنيم از آنچه مىفرمايى ( 16 ) ما را ، و بيفزايد ايشان را رميدن .
هامش
( 1 ) . آب ، مش : و او آن خداست . ( 2 ) . آط : كرد نسبى ، با توجّه به معنى جمله و نسخهء آب ، تصحيح شد . ( 3 ) . آج ، لب ، آل : پدرى و خسرو . ( 4 ) . آط : ندارد ، از آب افزوده شد . ( 5 ) . آج ، آل : هم پشت شيطان . ( 6 ) . آج ، لب ، آل : نمىخواهم . ( 7 ) . آج ، لب ، آل از . ( 8 ) . آج ، لب ، آل : فرا گيرد . ( 9 ) . آج ، لب ، آل ، مه آن . ( 10 ) . آج ، لب ، آل : بسنده است او . ( 11 ) . آج ، لب ، آل : بگناهاى . ( 12 ) . عكس نسخهء اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد . ( 13 ) . آج ، لب : به دو از مردى آگاه ، آل : از او از مردى آگاه . ( 14 ) . آج ، لب ، آل : مر خداى بخشاينده . ( 15 ) . آج ، لب ، آل : اى ، مه : تا . ( 16 ) . آج ، لب ، آل : كه تو مىفرمايى ، مه : مىفرمايند .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 233 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي