تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
عقوبت است اگر اختيار ( 1 ) كنى ، آنگه گويد : اين بهتر است يا آن ؟ بر طريق ( 2 ) استفهام ، و اين بر وجه تقرير باشد تا او مقرّ آيد كه : به هر حال خير بسيار از شرّ بسيار بهتر بود ، همچنين تا مقرّ آيند اينان كه : ثواب ابد از عقاب ابد به بود . * ( كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَمَصِيراً ) * ، كه آن بهشتهاى خلد متّقيان را جزا و پاداشت . و « مصير » ( 3 ) بازگشت باشد . * ( لَهُمْ ) * [ 121 - ر ] * ( فِيها ما يَشاؤُنَ ) * ، ايشان را باشد ، يعنى متّقيان را ، در آن جايگاه ، يعنى در بهشت آنچه خواهند و تمنّا ( 4 ) كنند . * ( خالِدِينَ ) * ، هميشه باشند آن جا . و نصب او بر حال است . * ( كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلًا ) * ، اين بر خداى وعدهء مسؤول ( 5 ) باشد ، يعنى مؤمنان از خداى خواسته‌اند اين در دنيا في قوله حكاية عنهم : رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ ( 6 ) ، پس اين بهشت جاى موعود است و اين وعده مسؤول ( 7 ) است ( 8 ) . و بعضى اهل عربيّت گفتند : * ( مَسْؤُلًا ) * ، اى واجبا ، يعنى همچنان واجب باشد كه دين اگر نيز بنخواهند خواستنى ( 9 ) بود في قول العرب : لاعطينّك ( 10 ) الفا وعدا مسئولا [ اى واجبا ] ( 11 ) ، يعنى واجب كه تو را بود ( 12 ) كه از من بخواهى . كعب القرظىّ گفت : معنى آن است كه وعده‌اى كه فرشتگان بخواهند آن بر طريق شفاعت ، في قوله تعالى : رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ ( 13 ) . * ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ ) * ، ابو جعفر و ابن كثير و يعقوب به « يا » خواندند : * ( يَحْشُرُهُمْ ) * ، خبرا عن اللَّه - عزّ و جلّ . و باقى قرّاء به « نون » خواندند على اخبار اللَّه تعالى عن نفسه على وجه التّعظيم . حق تعالى گفت : ياد كن اى محمّد آن روز كه ما حشر كنيم جملهء ايشان را ، * ( وَما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، و آن معبودان را كه ايشان مىپرستند ايشان را
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها آن . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : سبيل . ( 3 ) . اساس و ، به قياس با نسخهء آب و معنى عبارت ، زايد مىنمايد . ( 4 ) . آط ، آج ، لب ، آل : فتمنّا . ( 5 ) . آب ، لب ، آز ، آل ، مه ، مش : مسئول . ( 6 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيهء 194 . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط و آج : مسئول . ( 8 ) . آز : باشد . ( 9 ) . آج ، آل : خواستى . ( 10 ) . اساس : ليعصينك ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد . ( 11 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : يعنى همچنان واجب باشد تو را . ( 13 ) . سورهء غافر ( 40 ) آيهء 8 .