رسول - عليه السّلام - و جبريل مىگريستند ، در ميانه ( 1 ) جبريل با حال خود شد و روى به رسول آورد و گفت : يا رسول اللَّه ! بشارت باد تو را كه اين در براى تو گشادند ، و آن فريشته كه مىآمد ( 2 ) « رضوان » بود خازن بهشت ، تو را بشارت آورده است از خداى تعالى به آن كه : از تو خشنود است .
رضوان فراز آمد و رسول را سلام كرد و گفت : خدايت سلام مىكند ، و سفطى با او بود از نور ، گفت اين كليد گنجهاست در دنيا ( 3 ) ، اگر خواهى بردار و نصيب و حظَّ تو از ثواب هيچ ناقص نيست به مقدار پر سر اشكى ( 4 ) . رسول - عليه السّلام - روى با جبريل كرد كالمستشير ، چون كسى كه با كسى مشورت كند . جبريل - عليه السّلام - اشارت كرد به زمين و گفت : « تواضع للَّه » ، تواضع كن خداى را . رسول - عليه السّلام - گفت : مرا حاجت نيست به اين ، من درويشى دوست ( 5 ) دارم و آن كه بندهاى صابر و شاكر باشم . رضوان گفت : اصبت اصاب اللَّه بك الرّشاد ، صواب گفتى ، خداى تو را به رشاد برساناد . و ندا ( 6 ) از آسمان در آمد ، جبريل سر برداشت درهاى آسمان ديد گشاده تا به زير عرش ، و خداى وحى كرد به بهشت عدن كه :
شاخى از شاخهاى خود فرو گذارد ( 7 ) ، شاخى فرو گذاشت ( 8 ) ، بر او خوشهاى و بر آن خوشه غرفهاى از زبرجد سبز كه [ آن را ] ( 9 ) هفتاد هزار در بود از ياقوت صرخ ( 10 ) - جبريل گفت : يا رسول اللَّه ! چشم بردار تا ببينى ( 11 ) . چشم برداشت منازل انبيا ديد ، و منزلت ( 12 ) خود از بالاى [ 120 - پ ] منازل ايشان ، و منادى ندا مىكرد كه : راضى شدى اى محمّد ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : راضى شدم . بار خدايا ! [ آنچه ] ( 13 ) به من خواستى دادن در دنيا ذخيره كن ، تا شفاعت امّت من باشد ( 14 ) روز قيامت .
و روايت كردهاند كه : اين آيت رضوان فرو آورد ، اعني قوله تعالى :
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل : ميان نه .
( 2 ) . آط ، آج ، لب ، آز ، آل : مىآمد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : كليدهاى گنجهاى دنياست .
( 13 - 4 ) . همهء نسخه بدلها : پشه .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : دوستر .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ندايى .
( 7 ) . آط : فرو گزار .
( 8 ) . آط : فرو گذاشت .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : سرخ .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها رسول .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : منزل .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : امت باشد مرا .