مرفوع اللام بر استيناف ، و باقى قرّاء مجزوم اللَّام خواندند على جزاء الشّرط في قوله :
* ( إِنْ شاءَ جَعَلَ ) * ، ثمّ عطف على موضع جعل ، فقال : * ( وَيَجْعَلْ ) * ( 1 ) ، چون شرط ماضى باشد و جزا مضارع ، ( 2 ) تو مخيّر باشى در جزا ، خواهى رفع كنى خواهى جزم كنى ، تقول : ان اكرمتني اكرمك ( 3 ) ، قال الشّاعر فى الرّفع :
فان ( 4 ) أتاه خليل يوم مسئلة
يقول لا غائب مالي و لا حرم
جبير ( 5 ) گفت از ضحّاك از عبد اللَّه عبّاس كه : مشركان رسول را - عليه السّلام طعن زدند به درويشى و ابتذال ، و گفتند : * ( ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ ) * ( 6 ) ، رسول - عليه السّلام - دلتنگ شد . جبريل آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! ربّ العزّة تو را سلام مىكند و مىگويد : * ( وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْواقِ ) * ( 7 ) ، گفت : ما هيچ پيغامبر نفرستاديم و الَّا طعام خوردى و در بازار رفتى به طلب معاش . رسول - عليه السّلام - گفت : ما در اين بوديم كه جبريل در پيش من نشسته بود ، پنداشتى كه بگداختحتى صار مثل المردة ( 8 ) . ما گفتيم : يا رسول اللَّه ! مرده ( 9 ) چه باشد ؟ گفت : عدس باشد مرجو ، چنان كه بگداخت كه مانند مرجوى گشت . من گفتم : يا جبريل ! تو را چه بود ( 10 ) ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! درى از درهاى آسمان بگشادند كه پيش از اين هرگز نگشاده بودند ، و فرشتهاى مىآمد ( 11 ) . چون درى از درهاى آسمان بگشايند كه نگشاده باشند پيش از آن ، امّا به رحمت باشد و امّا به عذاب ، من از خوف عذاب خداى چنين شدم كه ايمن نهام كه اين در به عذاب گشادند بر آنان كه تو را اين طعن زدند و دلتنگ كردند .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 2 ) . اساس و ، كه زائد مىنمود ، لذا با توجّه به ديگر نسخه بدلها ، حذف شد .
( 3 ) . اساس : اكرمتك ، با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . اساس : و ان ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 5 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، مش : جوير ، لب ، آل : جوهر ، چاپ شعرانى : جرير .
( 6 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 7 .
( 7 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 20 .
( 8 ) . چاپ شعرانى : المررة .
( 9 ) . چاپ شعرانى : مرره .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : شد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : و فرشته مىآيد .