كردندى از اين خداى تعالى اين آيت فرستاد .
معمر گفت : از زهرىّ اين آيت پرسيدم ، گفت عبيد اللَّه بن عبد اللَّه گفت مرا :
سبب آن بود كه چون مسلمانان به غزات رفتندى ، كليدهاى خانههاى خود به كسانى دادندى كه خويشان ايشان [ 115 - ر ] بودندى از جملهء مخالفان ( 1 ) از نابينايان و زمنان و بيماران ، و ايشان را گفتندى : آنچه خواهى از اين خانههاى ما مىخورى . ايشان را تحرّج آمدى ( 2 ) و نخوردندى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد .
حسن بصرى و ابن زيد گفتند معنى آيت آن است كه : ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و [ لا على ] ( 3 ) المريض حرج فى التّخلَّف عن الجهاد ، گفت : مرد نابينا و لنگ را و بيمار را و بر ايشان حرج نيست اگر به جهاد نروند . آنگه كلامى ديگر ابتدا كرد منقطع از اين و گفت : * ( وَلا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ ) * ، و اين وجه بعيد است براى مخالفت ظاهر و حذف از كلام آنچه در كلام دليلى نيست بر حذف او ، و خداى تعالى گفت : بر نابينا و لنگ و بيمار و نه بر شما كه تن درستانى حرجى و بزهاى نيست كه طعام خورى از خانههاى پدرانتان يا خانههاى مادرانتان يا خانههاى برادرانتان يا خانههاى خواهرانتان يا خانههاى عميانتان ( 4 ) يا خانههاى عمّگانتان ( 5 ) يا خانههاى خاليانتان ( 6 ) يا خانههاى خالگانتان ( 7 ) .
* ( أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَه ) * ، يا خانههاى آنان كه كليدهاى ايشان به دست شما باشد .
عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد و كيل مرد است و قيّم به او در ضيعت و ماشيتش ، چه آنچه او خورد از خانهء ايشان از مال خود خورده باشد از ثمرهء ضيعت خود از شتر و از شير ( 8 ) گوسپندان خود .
عبد اللَّه عبّاس گفت : آيت در حارث بن عمرو آمد كه او با رسول - عليه السّلام به غزا رفت و مالك بن زيد را ها ( 9 ) كرد بر خانهء خود . چون باز آمد او را يافت رنجور و
هامش
( 1 ) . آط ، آط ، آز ، مش : مخلَّفان .
( 2 ) . آج ، لب ، آل : ايشان تحرّج آمدندى .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : عمّانتان .
( 5 ) . آط ، آب ، آز ، مش : عمتانتان ، آج ، لب ، آل : عمّهتان .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : خالانتان .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : خالانتان .
( 8 ) . آط ، آب ، آز ، مش : خود و شير ، آج ، لب ، آل : خود به شير .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : رها .