تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
گوييم تقدير آن است كه : ثلاث اوقات [ عورات ] ( 1 ) ، على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه ، تا مستقيم شود . و باقى قرّاء : * ( ثَلاثُ عَوْراتٍ ) * ، خواندند به رفع « ثلاث » على تقدير هى ( 2 ) ثلاث عورات . آنگه گفت : * ( لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلا عَلَيْهِمْ جُناحٌ ) * ، بر شما و بر ايشان حرجى و بزه‌اى نيست . * ( بَعْدَهُنَّ ) * ، پس از اين سه بار كه بيان كرد در سه وقت كه وقت عورت باشد . اكنون بدان كه : جمع فعله چون جمع سلامت باشد و اگر ( 3 ) واحد او ساكن العين باشد ، « عين » او را در جمع تحريك كنند ، نحو : جفنة و جفنات ، و صحفة و صحفات ، و صفحه و صفحات ، چون عين الفعل حرفى صحيح باشد . فامّا چون « واو » يا « يا » باشد بيشتر عرب تحريك نكنند كراهة ( 4 ) الحركة على حرف العلَّه ، فقالوا : جورات و بيضات ، و على هذا لغة التّنزيل في قوله : ثلاث عورات ، و قال بعضهم : عورات و جوزات و بيضات ، قال الشّاعر - شعر :
ابو بيضات رائح متأوّب رفيق بمسح المنكبين سبوح
و در شاذّ ، اعمش خواند : « ثلاث عورات » بتحريك الواو . * ( طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ ) * ، گردندگان [ اند ] ( 5 ) اين بندگان ( 6 ) و كودكان بر شما ، يعنى هر ساعت ايشان را كارى بود بر شما ، در سراى آيند و بشوند ، دستورى خواستن هر ساعت ايشان را متعذّر بود در اين سه وقت دستورى خواهند ، [ و ما عدا ذلك ، و آنچه جز آن باشد اين بندگان و كودكان نابالغ اگر دستورى نخواهند ] ( 7 ) بر ايشان و بر شما حرجى نباشد . * ( كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمُ الآياتِ ) * ، و خداى تعالى احكام شرع شما را بيان مىكند . مقاتل گفت : آيت در زنى آمد نام او اسماء بنت مرثد ، او را غلامى بود بزرگ ، وقتى ناگاه در سراى شد . او را از آن كراهت آمد ، و او بر حالتى ( 8 ) كه نخواست كه او را غلام چنان بيند ، بيامد و گفت : يا رسول اللَّه ! اين غلامان و خدمتكاران در سراى ما
هامش
( 7 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 2 ) . اساس : يعنى ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش چه . ( 4 ) . آل ، آج : كراهية . ( 6 ) . آج ، لب ، آل ايشان را متعذّر . ( 8 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش : كه او بر حالتى بود .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 179 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي