ما به خدا و پيغامبر ( 1 ) ايمان داريم و طاعت مىداريم ايشان را ، و آنگه بر مىگردند و بر حقيقت مؤمن نهاند ايشان .
علامت نامؤمنى ايشان آن است كه ( 2 ) : چون ايشان را با خداى و رسول مىخوانند تا رسول حكم كند ميان ايشان . بعضى گفتند : راجع است با رسول براى آن كه تولَّاى حكم او كند ( 3 ) . و بعضى گفتند : راجع است با خداى تعالى كه اگر حكم رسول مىكند آن حكم صادر است از قديم - جلّ جلاله - و بر حقيقت حكم اوست . * ( إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ ) * ، گروهى از ايشان چون بنگرى عدول و اعراض كنند ، و اين « اذا » مفاجات است - كه معنى او را چند جاى بيان كرديم .
* ( وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ ) * ، و اگر چنان كه حقّ ايشان را بودى ، * ( يَأْتُوا إِلَيْه مُذْعِنِينَ ) * ، به او آمدندى منقاد و گردن نهاده ، و لكن چون دانستند كه حقّ نيست ايشان را بل بر ايشان است ، و رسول - عليه السّلام - حكم ( 4 ) كه كند از روى حجّت بر ايشان خواهد بودن ، از او عدول و اعراض مىكنند .
* ( أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * ، در دل ايشان بيمارى و شكّ است ؟ * ( أَمِ ارْتابُوا ) * ، يا به شكّ افتادهاند ، و اين خود بر حقيقت چنين است كه اين صفت منافقان است ، و انّما بر لفظ استفهام گفت و معنى تقريع و تنبيه ، چنان كه يكى از ما گويد جاهلى را : [ هما ] ( 5 ) تو جاهلى و تو را علمى ( 6 ) نيست با اين كار ، با آن كه داند چنين است تا جهل بر او تقرير كند ، و مانند اين قول شاعر - شعر :
الستم خير من ركب المطايا
و اندى العالمين بطون راح
اين استفهام را معنى تقرير است . * ( أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّه عَلَيْهِمْ وَرَسُولُه ) * ، يا مىترسند كه خداى و پيغامبر بر ايشان حيف و ظلم كنند ( 7 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل : پيغامبران .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها و اذا دعوا الى الله و رسوله .
( 3 ) . مش ميان ايشان .
( 4 ) . آط ، آب ، آز ، مش : حكمى .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 6 ) . اساس : عملى ، به قياس با نسخه آط ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آط ، آج ، لب ، آز ، مش : كند .