كرد ، و عبد اللَّه او را اكراه مىكرد اميد آن را كه باشد كه از او بار گيرد ( 1 ) تا ( 2 ) او فديهء فرزند خواهد از او بسيار ( 3 ) ، و كنيزك تن در نمىداد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد :
* ( إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً ) * ، اگر ايشان اختيار حصانت و پارسايى كنند . و گفتند : « ان » به معنى « اذ » است ، براى آن كه اين نهى از اكراه مطلق مىبايد مشروط نمىبايد ، گوييم : اگر چه « ان » ، شرط است ، « اذ » هم مخصّص است ، براى ( 4 ) آن كه ظرف است و آن ( 5 ) منهى ( 6 ) است بر عموم ، جواب معتمد از او آن است كه : اگر چه در آيت مشروط است اين نهى ، منع نيست از آن كه به دگر دليل [ 102 - ر ] دانند كه اين هميشه حرام است ، سواء اگر ايشان اختيار تحصّن ( 7 ) كنند و اگر نكنند ، چه اين دليل الخطاب باشد ، و دليل الخطاب درست نيست بنزديك محقّقان . [ و دگر آن كه اكراه جز چنين نباشد ، چه اگر اين كنيزكان مريد و راغب باشند به اكراه حاجت نباشد ، و بر اين وجه سؤال لازم نباشد ] ( 8 ) . و بعضى مفسّران گفتند : در آيت تقديم و تأخيرى است ، و تقدير آن است كه : ( و انكحوا الايامى منكم ان اردن تحصنا ) ، و اين تعسّف براى فرار از اين سؤال كردهاند ، و به اين حاجت نيست بر اين وجه كه ما بيان كرديم . و البغاء الزّنا ، و البغاء الطَّلب ، و البغى ، الطَّلب به غير الحقّ . * ( لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * ، تا به آن عرض و مال دنيا طلب كنى . * ( وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ ) * ، و هر كه اكراه كند ايشان را و باز پشيمان شود خداى تعالى از پس اكراه ايشان غفور و رحيم است ، يعنى خداى تعالى با آن كه ايشان اكراه ( 9 ) باشند هم آمرزنده و بخشاينده است ، و آن اكراه ايشان كنيزكان را بر بغاء ، خداى را منع نكند از آن كه ايشان را بيامرزد . معنى اين است نه آن كه اين غفران و رحمت موقوف باشد بر بعد اكراه دون قبل ( 10 ) ، و معنى آن است : ( فان الله مع اكراههن غفور رحيم ) ، و اگر اكراه به حدّ ( 11 ) الجاء بود ، وزر
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بار بر گيرد .
( 2 ) . آج ، لب ، آل از .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بستاند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : از بهر .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 6 ) . آج ، لب ، آل ، مش : نهى .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : تحصين .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 9 ) . كذا در اساس و مش ، ديگر نسخه بدلها كرده .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها اكراه .
( 11 ) . آط ، آب : به خدايى ، آج ، لب ، آز ، آل : به خداى ، مش : به خداى تعالى .